Wednesday, September 25, 2013

تشویق جای تنبیه

اگر تشویق را جای تنبیه قرار دهیم ,
فرزندان ما در آینده با مشگلات کمتری روبرو خواهند شد .

بی پدر و مادری مدرن

امروزه دچار یک بی‌پدر و مادری مدرن شده‌ایم، والدین با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی صرفا به دنبال تامین مسائل رفاهی هستند و این در حالیست که درصد کمتری از نیازهای کودک مسائل رفاهی بوده و درصد بیشتر شامل نیاز به توجه، آرامش، امنیت و غیره است.

باور غلط : تنبیه

مشکل اینجاست که در خانواده پدر و مادر و در مدرسه مدیر و ناظم و معلم , همه این باور غلط را دارند که می شود با تنبیه مسائل و مشکلات را حل کنند . این باور غلط همیشه در جامعه ما رواج داشته و حتی می گویند : چوب معلم گل است هر کی نخورد خل است . اما انگار نمی خواهند باور کنند که تنبیه بدنی و تنبیه روحی هر دو باعث می شود که بچه ها دچار خشم و عصیان شوند و یا گوشه گیر و افسرده ...

درباره نوجوانان

نکات مهمی درباره نوجوانان (۱): 

با ورود نوجوانان به مرحله بلوغ، آن‌ها سه تغییر اساسی را تجربه می‌کنند که تغییرات زیستی، روانی و اجتماعی را شامل می‌شود. زمانی که #نوجوانان با تغییرات جسمی، چهره، قد و تغییر در صدا رو به رو می‌شوند نشان از وجود تغییرات زیستی در آن‌ها است، حال آنکه تغییر در احساسات و عواطف و البته موضوع مهم هویت ناشی از تغییرات روانی در این دوره از زندگی صورت می‌گیرد و الگوبرداری از اجتماع و گروه همسالان، کسب استقلال و در ‌‌نهایت گسترش نقش جنسیتی‌شان گویای تغییرات اجتماعی در این مرحله از زندگی است، زمانی که خانواده‌ها با این تغییرات مواجه می‌شوند بایستی روش‌های تربیتی‌شان را با این سن متناسب کرده و طراحی کنند، چرا که معمولاً#نوجوان در سن ۱۱سالگی به تفکر انتزاعی یا صوری دست پیدا می‌کند. آن‌ها در این سطح تفکر می‌توانند در مورد مسائلی که ندیده‌اند و در مورد آن تجربه‌ای کسب نکرده‌اند فکر کرده و نظر بدهند، بنابر این دیگر مانند گذشته از والدین اطاعت و فرمانبرداری ندارند و قوانین و دستورات آن‌ها را مطلق و غیرقابل تغییر نمی‌دانند.
مشخص است که در این شرایط #خانواده بایستی یک سبک تربیتی مناسب با این دوره سنی فرزند که معمولاً ترکیبی از روش مباحثه و مشارکت طرفین در تصمیم گیری و تعیین خط مشی‌ها است را به کار بگیرند. در صورتی که معمولاً خانواده‌ها انتظار دارند به روش گذشته عمل کنند، دستور دهند، اعمال نظر کنند و فرزند را در مسیری که خود می‌خواهند قرار دهند درحالی که این رفتار اشتباه است و هویت نوجوان را زیر سوال می‌برد.
نوجوانان در سنین ۱۱ تا ۱۸ سالگی باید برای دو سوال «من که هستم؟» و «چه خواهم کرد؟» پاسخ اساسی پیدا کنند. به همین دلیل خانواده باید شرایط مناسبی را فراهم کند تا نوجوان بتواند برای این سوالات پاسخی مناسب کسب کند. با این وجود شاهد هستیم که خانواده‌ها در بیشتر موارد از سه سبک کلی استفاده می‌کنند. نخست اینکه بطور مستقیم اعمال نظر می‌کنند (هویت تثبیت نشده) و نوجوانانی که در این موقعیت و شرایط تربیتی قرار می‌گیرند، معمولاً در سنین بالا‌تر به راحتی تغییر مسیر می‌دهند. ضمن اینکه به نسبت سایر نوجوانان از میزان اعتماد به نفس پایین تری برخوردار خواهند بود. گروه دوم از #والدین که شیوه‌های کلی تربیتی را به کار می‌گیرند، برنامه‌ای برای فرزند تدوین نمی‌کنند و او را‌‌ رها می‌کنند در این زمان فرد با هویت تشکیل نشده، رشد خواهد کرد و به این ترتیب چنین نوجوانانی تا سال‌های پایانی عمر روش مشخصی برای زندگی ندارند. این گروه همان‌هایی هستند که بیشتر از سایرین، حتی در سنین بالادرگیر مد می‌شوند و البته میزان آسیب پذیریشان نیز بیشتر است. سومین نوع #تربیت هویت تشکیل شده را به همراه دارد چرا که خانواده شرایطی را فراهم می‌کند تا فرزند بتواند برای آن دو سوال مهم پاسخی مناسب و منطقی پیدا کند.

روزنامه ایران، شماره ۵۳۰۹ به تاریخ ۸/۱۲/۹۱، صفحه ۱۴ (تربیت)

#بنیاد_همدلان_کودک
Hamdelan koodak foundation