Saturday, June 30, 2012

پدر ! مادر ! ما در خانواده نیازمند آرامش هستیم .

پدر ! مادر !
ما در خانواده نیازمند آرامش هستیم .

پدر ! مادر ! من واسطه ی دعواهای شما نیستم !

پدر ! مادر !
من واسطه ی دعواهای شما نیستم !

ما را با یکدیگر مقایسه نکنید !

ما را با یکدیگر مقایسه نکنید !

پدر ! مادر ! درگیری های شما باعث افسردگی من می شود !

پدر ! مادر !
درگیری های شما باعث افسردگی من می شود !

Wednesday, June 27, 2012

کراک چیست ؟


کراک چیست ؟
در چند سال گذشته نام ماده جدیدی در رسانه ها به میان آمده است که کراک نام دارد . بررسی های انجام شده نشان می دهد این ماده همان هروئین است که به شکل خالص تر و به صورت فشرده در آمده و در بازار خرید و فروش می شود . روش مصرف این نوع هروئین تدخین و دود کردن است . 
این ماده فوق العاده اعتیادآور است و قدرت اعتیادآوری آن از هروئین معمولیکه بصورت پودر است تا چند برابر بیشتر است . از آن جا که کراک شکل خالص تر هروئین است لذا آثار آن همانند پودر هروئین ولی با شدت بیشتر است .
شدت این حالت بستگی دارد که چه مقدار کراک مصرف می شود و با چه سرعتی این ماده به مغز می رسد . در واقع یکی از دلایل اعتیاد آوری بسیار زیاد هروئین و کراک این است که خیلی زود به مغز می رسد .
بیشتر کسانی که کراک مصرف می کنند در ابتدا احساس سرخوشی و نشئگی می کنند , همراه با این سرخوشی بدن گرم تر و دهان خشگ می شود و فرد در دست ها و پا ها احساس سنگینی می کند .
در مواقعی نیز فرد مصرف کننده دچار حالت تهوع و استفراغ و بی قراری شدید می شود . بعد از این حالت اولیه ممکن است تا چند ساعت سرگیجه پیش آید . در این وضعیت تمامی اعمال مغز تحت تاثیر آثار این ماده قرار گرفته و دچار نابسامانی می گردد . حرکات قلب کند و تنفس در مواردی آنچنان آهسته می شود که منجر به مرگ می گردد .
آثار بلند مدت مصرف کراک :
اولین اثر مصرف مداوم کراک اعتیاد و وابستگی به آن است . معلوم است با بروز اعتیاد , هدف اصلی زندگی فرد مصرف کننده به دست آوردن و مصرف مواد خواهد بود . در واقع کراک به معنای واقعی کلمه سبب تغییرات بارز در مغز و رفتار می شود . وقتی که وابستگی جسمی به کراک به وجود می آید بدن فرد به حضور این ماده در بدن عادت می کند به گونه ای که اگر مصرف آن به یکباره قطع شود علائم محرومیت بروز می کند . این علائم معمولا چند ساعت پس از آخرین مصرف نمایان می شوند که شایع ترین آن ها عبارتند از :
- بی قراری
- اسهال
- درد استخوان و عضلات
- استفراغ
- بی خوابی
- حرکات غیرارادی در پاها
کراک نیز همانند هروئین نه تنها مغز را به خود وابسته می کند بلکه با وابسته کردن روان فرد در وی میلی دائمی برای مصرف مواد را پدید می آورد .
کراک باعث کاهش تنفس می شود . این عمل از طریق تغییراتی که در فعالیت سلولی / شیمیائی مغز بوجود می آید رخ می دهد . ساقه مغز کنترل اعمال غیر ارادی بدن را به عهده دارد , باعث تغییرات سیستم لیمبیک می شود . این سیستم مسئول کنترل عواطف است و تحت تاثیر کراک احساس لذت را افزایش داده , باعث می شود که پیام درد از نخاع به مغز انتقال پیدا نکند . 
مشکلات هروئین فشرده یا کراک :
* به علت غلظت بالای هروئین و تاثیر زیاد آن در این ماده , معمولا این سو برداشت در مصرف کننده بوجود می آید که با مصرف مقدار کم کراک اثر مطلوب تری ایجاد می کند .
* اغلب در کراک های موجود مخلوط هروئین با ترکیبات محرک ( آمفتامین ها , اکستاسی و ..... ) وجود دارد که این بسیار خطرناک است .
* به علت غلظت بالای هروئین در این ماده , وابستگی و پیشرفت به سمت روش های خطرناک مصرف مانند تزریق خیلی سریع اتفاق می افتد .
* درمان کراک نسبت به سایر مواد مخدر به علل مختلف از جمله : دست کم گرفتن مشکل توسط مصرف کننده , وجود مواد مخدر و محرک , شرطی شدن قوی تر و شدیدتر مصرف کننده به علت غلظت بالا و ... سخت تر و طولانی تر است .


قلیان :

قلیان :
این پدیده که در حال حاضر به یک معضل پنهان اجتماعی تبدیل شده است از آن جهت چهره ی زشتی به خود نگرفته است که اغلب آن را بی ضرر و غیر قابل اعتیاد می دانند یا کم ضررتر از مصرف سیگار قلمداد می کنند .
آب موجود در قلیلن نه تنها خاصیت تصفیه کنندگی و محافظتی ندارد بلکه به دلیل افزایش رطوبت باعث افزایش میزان جذب ریوی آن نیز می گردد.
مواد سمی قلیان نه تنها دکمتر از سیگار نیست بلکه بعضی مواد خطرناک از جمله قیر یا دوده (سرطان زا ) مونو اکسید کربن ( آلاینده ) ئ نیکوتین ( ایجاد کننده وابستگی ) موجود در دوده آن از سیگار بیشتر است .
با مصرف قلیان بیش از 600 ماده سمی و مهلک وارد ریه فرد مصرف کننده و اطرافیان خواهد شد .
در صنعت تنباکو مرغوب ترین آن در اختیار کارخانه های سیگارسازی قرار می گیرد و تفاله های تنباکو جهت قلیان مورد استفاده قرار می گیرد . مقدار تنباکوی مصرفی در یک وعده قلیان کشیدن معادل مصرف 20 تا 50 نخ سیگار است و به همین دلیل با افزایش سطح نیکوتین خون , مصرف کننده به ظاهر تفننی برای رفع نیاز خود به روش سهل تری که همان مصرف سیگار است روی می آورد .
بنابراین اعتیاد در قلیان کشی با روی آوردن به استعمال سیگار و اعتیاد به مصرف سیگار نمایان می شود .
در قلیان , نامرغوب بودن تنباکو , درجه حرارت بالا , تولید گاز منو اکسید ناشی از سوختن ناقص ذغال آتشدان ( احساس گیجی بعد از مصرف تنباکو که افراد نشانه مرغوب بودن تنباکو می دانند در واقع از گاز منو اکسید کربن می باشد ) , مکش های ریوی عمیق و رطوبت حاصل از آب باعث بروز بیماری های ریوی , سرطان های مختلف از جمله سرطان لب , ریه , معده و مثانه می گردد .
تنباکوهای تحت عناوین میوه ای , عطری و اسانس دار نه تنها بی ضرر نیستند بلکه عوارض به مراتب بیشتری نسبت به تنباکوی ساده دارند زیرا مواد آروماتیک ( ترکیبات حلقه ای ) موجود در آن ها بر اثر حرارت زیاد خاصیت سرطان زائی و سمی فوق العلده ای پیدا می کنند . به علاوه مزه و طعم مناسب و سهولت مصرف این گونه تنباکو ها نسبت به تنباکوهای معمولی باعث گرایش بیشتر نوجوانان و جوانان به مصرف و ایجاد وابستگی به آن ها خواهد شد .
مصرف قلیان در اماکن سربسته مانند سفره خانه های سنتی و قهوه خانه ها و ..... عوارض آن را دو چندان خواهد کرد و سلامت اطرافیان به ویژه کودکان را در معرض خطر جدی قرار خواهد داد .
استفاده از قلیان بصورت مشترک خطر انتقال بیماری های عفونی را نیز در پی خواهد داشت .

مشکل بزرگ


اعتیاد و سو  مصرف مواد مخدر مشکل بزرگ بسیاری از جوامع بشری است . این بیماری هزینه بسیار سنگینی را بر فرد , خانواده و دولت تحمیل می کند . سو مصرف مواد مخدر باعث کاهش عملکرد شغلی و تحصیلی , تصادفات , مسمومیت , غیبت از کار , جنایت و دزدی می شود .
در سال های خیلی دور مواد مخدر به دلیل نبودن امکانات پزشکی در افراد مسن و ناتوان مورد استفاده قرار می گرفت .
در حال حاضر اعتیاد بزرگترین تهدید در مقابل رشد و توسعه اجتماعی , اقتصادی , فرهنگی و شکوفائی استعدادها و سرمایه های فکری و ظهور خلاقیت های انسانی است .
سو مصرف مواد مخدر اکثرا با سایر حالات روانپزشکی مانند اختلالات شخصیت (اختلالات شخصیت ضد اجتماعی ) اضطراب و افسردگی دیده می شود . پیشگیری از اعتیاد در مقایسه با درمان و اقدامات بازتوانی به مراتب آسان تر و کم هزینه تر است .
پژوهش در زمینه اعتیاد تلاشی است جهانی که ...
تلاش ما این است که باآگاهی دادن درباره مواد مخدر بتوانیم از اعتیاد پیشگیری کنیم .
تلاش خواهیم کرد در یادداشت های بعدی اطلاعاتی را درباره قلیان ..کراک.. حشیش .. شیشه و... در اختیار دوستان عزیز قراردهیم .

Thursday, June 21, 2012

بچه ها را قربانی دعواهای خود نکنیم . مشکلات خود را به بچه ها منتقل نکنیم . بچه ها نیازمند امنیت و آرامش هستند .


فرصت دهیم بچه ها نسبت به توانایی های شان خود انتخاب کنند نه این که انتخاب های خود را به آن ها تحمیل کنیم !


فرزندان سرمایه های خانواده هستند برای رشد سرمایه های خود تلاش کنیم


برای فرزندان مان وقت بگذاریم و به حرف های آن ها گوش کنیم .


Saturday, June 16, 2012

ترس های نهفته

در وجود همه ماترس هایی وجود دارند : ترس از تنهایی , ترس از تاریکی , ترس از دیگران و ترس از بیماری و مرگ عزیزان و ... یکی از این ترس ها ناشی از تایید نشدن همگام بازگو نکردن تمامی حقیقت می تواند آن قدر قوی و نیرومند باشد که روی تمامی زندگی ما اثر بگذارد , به گونه ای که زندگی مان از ناحیه همین ترس کنترل شود . اما فراموش نکنید هنگامی که احساسات منفی نظیر خشم , رنجش و ترس رادرون خود سرکوب می کنیم همراه آن احساسات مثبت را هم در خودمان می کشیم و از بین می بریم . بازگو کردن حقیقت بهترین راه برای ایجاد شور و حرارت در روابط است .
هر چه احساسات ما شفاف تر و واضح تر باشند به همان اندازه هم روابط ما از شور و محبت بیشتری برخوردار خواهند بود . هنگامی که حقیقت را سرکوب می کنید در واقع قابلیت و توانایی خود در احساس کردن را تخریب می کنید و هنگامی که توانایی احساس کردن را در خودتان از دست بدهید دیگر قادر به دوست داشتن نخواهید بود .به علاوه بیش از همه , مشکل زمانی است که حقیقت را کامل بازگو نمی کنید , آرامش درونی خود را از دست می دهیدو به دنبال آن احساس می کنید که تعادل احساسی خود را نیز از دست داده اید.
در اینگونه مواقع اعتماد به نفس تان به شدت کاهش می یابدو احساس بدی نسبت به خود پیدا می کنید. اما اگر تمرین کنید که تمامی حقیقت را اول به خودتان و سپس به طرف مقابل تان بگویید نتیجه بهتری خواهید گرفت . مطمئن باشید بعد از مدتی تاثیر  که این کار بر زندگی و روابط شما می گذارد , احساس خرسندی و رضایت بیشتری خواهید کرد .

Sunday, June 10, 2012

پای مرا وسط نکشید

مادر !پدر !با هر دو شما هستم :هی سر من منت نگذارید و بگویید فقط بخاطر تو به این زندگی لعنتی ادامه می دهم ...من مسئول مشکلات شما نیستم .

Saturday, June 9, 2012

خواستن های خودمان را بر بچه ها تحمیل نکنیم

به بچه های مان فرصت دهیم تا با شناخت استعدادها و توانایی هایشان رشته تحصیلی شان را انتخاب کنند .
خواستن های خودمان را بر آن ها تحمیل نکنیم .

Friday, June 8, 2012

جنگ و دعواهای خانواده و فرزندان قربانیان همیشگی


چرا یکدیگر را آزار می دهیم ؟


ررسی علل و عوامل سرد شدن روابط
چرا یکدیگر را می آزاریم ؟
آیا تا کنون به این فکر کرده اید که چرا رابطه بسیاری از افراد با عشق شروع می شود اما با تنفر و خشم پایان می یابد ؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده که به فردی بسیار علاقمند شوید اما با گذشت زمان علاقه تان به او کم شود و رابطه تان خسته کننده و تکراری شود ؟ آیا برایتان اتفاق افتاده رابطه ای را با عشق و امید شروع کنید اما بعد از مدتی دچار احساس قزبانی شدن , احجاف و بی تفاوتی شوید ؟ مسلما یکی از آزاردهنده ترین و ناراحت کننده ترین احساساتی که در زندگی ما وجود دارد تجربه اینگونه احساسات است , احساس نومیدی و عم و اندوه ناشی از تنهایی . اما به راستی چرا روابطمان شکست می خورد و چرا از عشق به نفرت می رسیم ؟ آنچه باید بدانیم این است که روابط یک شبه خراب نمی شوند . معمولا انهدام و از هم پاشیدن هر رابطه ای مستلزم زمان و وقت زیادی است . اما اگر از ابتدا بدانید باید مراقب چه نشانه هایی باشید می توانیداز شکست در روابط خود جلو گیری کنید .
رابطه میان دو فرد درواقع تداخل عمل میدان انرژی های آن دو است . هنگام برقراری ارتباط بین افراد , موانع بزرگ و کوچکی بوجود می آیند که ما اسم آن ها را مشکل یا مانع می گذاریم . مشکلات باعث می شوند که انسان ها نتوانند ارتباط درستی بین میدان انرژی های یکدیگر بوجود بیاورند ; بنابراین دعوا بوجود می آیدو احتمال رنجش و ناراحتی بسیار بالا می رود . هنگامی در رابطه شما مشگلی پیش می آیددیگر نسبت به طرف مقابل خود احساس خوبی ندارید . دیگر رابطه احساسات خوشایندی را بین شما ایجاد نمی کند . در واقع احساس خوبی ندارید و این احساس بد به خاطر مشکلی است که بوجود آمده است . بنابراین دو حق انتخاب بیشتر ندارید , یا می توانید وانمود کنید که هیچ مشکلی وجود ندارد و امیدوار باشید که بالاخره یک روز مشکلات (خود به خود) به پایان می رسند , یا اینکه انتخاب کنید که مشکلات را حل و فصل کرده و بعد به احساس خوبی برسید .اگر به مشاجرات و مشکلاتی که معمولا بین زوج ها پیش می آید خوب دقت کنید می بینید که دلیل اصلی دعواها موضوع مورد بحث نیست بلکه علت آن است که در آن لحظه , احساس دوست داشته شدن , مورد حمایت بودن و درک شدن نمی کنیم !هنگامی که دو نفر با یکدیگر مشاجره می کنند در رابطه احساسی و عاطفی میان آن ها ضعفی به وجود می آیدو جریان عشق میان آن دو متوقف می شود یا مشکلی بوجود می آورد .
حل و فصل موقتی مشکل و دعوایی که بین آن ها بوجود آمده ریشه اصلی مشکل نیست . بلکه دوری احساسی و عاطفی که بین دو نفر وجود داردمنبع اصلی مشکل است , به همین دلیل است که بعضی اوقات بر سر موضوعی دعوا می کنید و به نظرتان می رسد که باید مشکل واقعی را حل کنید اما مواقع دیگر می توانید بدون اینکه مسئله را حل و فصل کنید از آن بگذرید , بدون آنکه به راه حلی برسید و آن زمانی است که به یکدیگر توجه می کنید و مهربانی هنوز بین شما وجود دارد . اختلاف سلیقه و تفاوت دیدگاه همیشه وجود دارد اما گاهی نمایش آن به گونه ای است که طرف مقابل که حس می کند تایید نکردن و اختلاف سلیقه ها با او به این معنی است که انگار می خواهیم به او بگوییم که اگر تو کاری کردی که من دوست نداشتم , پس من هم کاری می کنم تا عشقم را از تو بگیرم و بدین ترتیب از تو دور می شوم و اغلب در همین زمان است که شما احساس می کنید که رابطه تان سرد شده و صمیمیتان رنگ باخته است .
چنانچه احساس می کنید دائم در مقابل خانواده و یا دوستانتان می ایستید و یا با آن ها اختلاف نظر دارید و کارها و نظراتشان را تایید نمی کنید و یا آن ها را نمی پذیرید به معنای آن است که تنش روحی و عاطفی زیادی در رابطه شما انباشته شده است .
دلیل اینکه معمولا در ابتدای روابط , دعوا و مشاجرات کمتری است این است که ارتباط روحی بسیار قوی تر است زیرا هنوز تنش احساسی زیادی در رابطه به وجود نیامده , مثلا بعضی از عادت های خاص دیگران ابتدا بسیار جالب یا حتی هیجان انگیز به نظر می رسد اما پس از گذشت زمانی - چون ارتباط ضعیف تر شده - همان خصوصیاتی که ابتدا برایتان جالب و بامزه بود , حالا بسیار عذاب دهنده و کسل کننده خواهد بود و گاه تحمل تان را به پایان می رساند .
هرگاه متوجه شدید که از طرف مقابلتان زیادی عیب جویی می کنید و مدام روی خصوصیات و ویژگی های منفی او متمرکز می شوید , به این معناست که از مخالفت و تفاوت سلیقه که بسیار طبیعی است که در هر رابطه ای وجود داشته باشد , به (تایید نکردن و نپذیرفتن تعمدی) که الگوی ناسالمی است , تغییر موضع داده اید .ممکن است مدام شکایت داشته باشید و احساس کنید که درک نمی شوید ; در واقع شما به جای این که از کار اشتباهی گله داشته باشید از خود فرد گله دارید و خودش را قضاوت می کنید نه عملش را ; بدین ترتیب او فکر می کند که شما با رفتار غلط او مخالفت نکرده اید بلکه با کل وجود و ماهیت خودش مخالف هستید .
تمرکز بیشتر :
آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا طرف مقابل شما آنگونه که از او انتظار دارید رفتار نمی کند ؟ آیا فکر نمی کنید که او گاهی موضوعات سطحی و کوچک را خیلی بزرگ جلوه می دهد !؟ آیا گاهی فکر نمی کنید که آنقدر از دست او عصبانی هستیدکه حتی پس از تمام شدن دعواباز هم نمی توانید اورا ببخشید ؟
در اینگونه موارد باید توجه داشته باشید که همه ما حامل احساساتی از گذشته های خود هستیم که بسیاری از آن ها مربوط به دوران کودکی مان می شوند . مثلا ممکن است شما همیشه احساساتی ناشی از خشم به همراه داشته باشید زیرا هیچگاه پدرتان نمی توانسته به شما محبت کند یا حتی از دوستتان رنجیده اید فقط به این خاطر که به شما بی توجهی کرده است . در واقع انبوهی از این احساسات است که فردیت و هویت خاص شما را نشکیل می دهد . یکی از خواص عشق و محبت این است که می تواند به خوبی عواطف را شناسایی و آن ها را به اندازه کافی درشت نمایی کند . عشق می تواند احساسات قدیمی و سرکوب شده ای را که نیاز به ابراز شدن دارند شناسایی کند هنگامی که به دیگران عشق می ورزید می توانید با خود واقعی تان بیشتر آشنا شوید. اما اگر در رابطه خود به دنبال دریافت عشق هستید و آن را دریافت نمی کنید , این باعث جدایی بین شما و طرف مقابل تان می شودکه به دنبال آن دعوا و اختلاف نیز پیش می آید .
همه ما احساسات ناشناخته و حل و فصل نشده بسیاری را با خود حمل می کنیم و هنگامی که اتفاق جدیدی می افتد , مثلا رابطه جدیدی را شروع می کنیم انگار آن احساسات قدیمی دوباره زنده می شوند .در واقع به وجود آمدن عشق های جدید می تواند احساسات گذشته و حتی فراموش شده ما را دوباره زنده کند که در بسیاری از موارد هم باعث بروز اختلاف و کدورت می شود . فراموش نکنیداگر کسانی ویا زوج هایی در ارتباط خود مدام به سرکوب احساسات و عواطف قدیمی خود خود بپردازند کم کم احساسات واقعی شان را فراموش کرده و نمی توانند تشخیص دهند که وافعا چه می خواهند . اما هنگامی که صبرشان به سر رسید و تحمل شان تمام شدبالاخره از آن رابطه بیرون می آیند و وارد رابطه دیگری می شوند و دوباره به تکرار همان خطاهای قبلی می پردازند و جالب است که بالاخره نتیجه می گیرندکه حتما انتخاب شان اشتباه بوده است در حالی که اغلب موارد اشتباه از انتخاب ما نیست بلکه به دلیل ناتوانی ما در ابراز صحیح احساسات مان است . و اینکه نمی توانیم با احساسات سرکوب شده قدیمی خود به خوبی کنار بیاییم .
فرار از مشکل :
البته هر رابطه فراز و فرودهای بسیاری دارد و بروز هر مشکل می تواند فرصتی باشد برای صمیمیت و عشق بیشتر . اما بسیاری از افراد هنگام بروز مشکلات سعی می کنند از آن ها فرار کنند زیرا می ترسند به این مشکل دامن زده شدهو بیشتر شود ; حال آن که این پنهان کردن مشکل است که بر شدت آن دامن می زند نه مطرح کردن و حل صحیح آن .
پنهان کردن احساسات :
یکی از خصوصیات رایج بین اغلب کسانی که با هم رابطه دارند این است که معمولا احساسات واقعی خود را ابراز نمی کنند و همیشه احساسات خود را به گونه ای دیگر - طوری که طرف مقابل نرنجد - نشان می دهند . شاید شما هم احساسات و عواطف تان را پنهان می کنید . بسیاری از ما حقیقت را نه تنها از دیگران بلکه از خودمان نیز پنهان می کنیم و بعداز مدتی از یاد می بریم که واقعا چه احساسی داشته ایم . گاهی هنگام بروز مشکل , وقتی دیگران از ما سئوال می کنند که چه احساسی داری ؟ و چه مشکلی پیش آمده ؟ می گوییم : نمی دانم ! شما آنقدر احساسات خود را پنهان کرده اید که از یاد برده اید چگونه باید آن ها را ابراز کنید ! در واقع بیشتر مشکلات ارتباطی به این دلیل ایجاد می شوند که شما فقط بخشی از حقیقت را بازگو می کنید . احتمالا فقط درباره احساساتی مانند خشم ناراحتی و عصبانیت خود سخن می گویید . در این گونه مواردبه دور از مهربانی و ملاطفت سخن می گویید و همین باعث می شود گوش دادن به آن ها بسیار مشکل و رنج آور باشد . اما فراموش نکنید زیر لایه خشم شما , انگیزه عشق و میل به صمیمیت بیشتر نهفته است .
بنابراین هنگامی از دست کسانتان عصبانی هستید بدانید در واقع آن ها را دوست دارید و می خواهید نظرشان را جلب کنید .
شاید شما از خشم تنها به این دلیل استفاده می کنید که با رنجش و ترس خودتان روبرو نشوید . در اینگونه مواقع از خودتان بپرسید آیا عاملی هست که شما از آن ترسیده باشید ؟ گاهی اوقات به خودتان اجازه دهید گریه کنید و احساسلت واقعی تان را بیشتر بروز دهید . همگامی که اجازه می دهید رنجش , ترس و پشیمانی خود را ابراز کنید , رهایی رهایی روحی عاطفی و حتی جسمانی زیادی احساس خواهید کرد و از عصبانیت و تحریک پذیری شما نیز به اندازه قابل ملاحظه ای کاسته خواهد شد .
بروز مخالفت :
این بسیار طبیعی است که گاهی در روابط خود با دیگران مخالفت احساس می کنیم ; به خصوص در مورد کسانی که به ما نزدیک هستند . مخالفت هنگامی اتفاق می افتدکه در مقابل کارها , سخنان یا احساسات دیگران مقاومت می کنید و ناراحت می شوید و احساس می کنید بین شما جدایی افتاده است , اما فراموش نکنیدکه اگر مخالفت خود را با دیگران نشان ندهید یا اختلاف خود را حل نکنید این اختلافات روی هم جمع می شوندو باعث کینه و ناراحتی زیادتر می شوندو در مرحله بعد نیز احساس طرد شدگی می کنید . در اینگونه موارد طرف مقابل شما از اینکه چه میزان و چرا از دست او ناراحت و عصبانی هستید آگاه نیست زیرا شما انزجار و عصبانیت خود را نشان نمی دهید . بنابراین می بینید که اگر احساسات واقعی تان را نشان ندهید چه عواقب عیر قابل جبرانی را در پی خواهد داشت . به علاوه اگر در این مرحله باز هم به حل مشکل نپردازید و حقیقت را بطور کامل به طرف مقابل تان نگویید به مرحله جدایی و قطع رابطه می رسید . در این زمان معمولا خودتان را گول می زنید که رابطه هیچ ایرادی ندارد در حالیکه در آستانه خطر بسیار بزرگی قرار دارد و سرکوب احساسات همیشه می تواند بسیار مشکل آفرین باشد . در واقع یکی از جدی ترین مشکلات امروزی این است که بسیاری از انسان ها در حالتی شبیه به سرکوبی احساسی و عاطفی دائمی به سر می برند و هنگامی که دیگر نتواننداحساسات خود را سرکوب کنند به مواد مخدر , کار بیش از حد و تمامی روش های ناسالم دیگر روی می آورندتا بیش از پیش منفعل شوند .
بنابراین اگر متوجه احساس ناخوشایندی در خود شدید حتما آن را با طرف مقابل تان در میان بگذارید زیزا در غیر این صورت امکان دارد رابطه شما حتی به جداشدن منجر شود  .

پدر ! مادر ! رشد من در محیط امن و محبت آمیز کامل تر خواهد بود .


پدر ! مادر ! وقتی پیش ما دعوا می کنید نمی دانید به ما آسیب می زنید !؟؟


Monday, May 28, 2012

استرس امتحان :

استرس امتحان :

اشاره :

شرایط نه سخت بلکه فوق العاده زندگی در عصر حاضرعبور از مرحله ای از زندگی به مرحله دیگر را با دشواری هایی همراه کرده است , که منجر به افزایش دغدغه ها و نگرانی ها و در پاره ای از موارد بروز نگرانی شدید یا اضطراب شده است .

استرس امتحان :

در جریان رشد و طی مراحل زندگی کودکان و نوجوانان انواع گوناگونی از تجارب مثبت و منفی را در طیف های گوناگون تجربه می کند و گاه این تجارب به نحوی است که زندگی روزمره و امور مختلف مرتبط به آن ها را تحت تاثیر قرار داده و یا با دشواری روبرو می کند .

در این وضعیت فرد دچار یک احساس آزار دهنده می شود که برای او چندان خوش آیند نیست و گاهی شدت این حالت به حرکات یاعملکرد غیرطبیعی وادار می کند .
یکی از این تجارب که در مسیر زندگی و طی مراحل رشد نقش اساسی برای کودکان و نوجوانان دارد فرایند تحصیل است که همواره گذران آن با تجارب مثبت و منفی و در نتیجه احساس موفقیت یا شکست مواجه بوده است .
دانش آموزان و دانشجویان درگیر و دار تحصیل و ضرورت شرکت در امتحانات و آزمون های پایان در هر دوره تحصیل با توجه به میزان و نوع تحصیل خود از نتایج آن که با نگرانی هایی همراه است درپاره ای از موارد به جای بررسی علل وجودی و زمینه ها و شرایط تکرار و یا تشدید مسئله با ارزیابی از نتایج به عنوان یک تجربه منفی غیر قابل جبران {شکست} به سرزنش و تحقیر خود می پردازند و با درونی کردن کامل مسئله به افزایش نگرانی {اضطراب} و نیز کاهش اعتماد به نفس خود می پردازند .

تعریف اضطراب :

اضطراب یا نگرانی شدید پاسخ یا واکنش به محرک های درونی و بیرونی است .
علائم :
الف ) جسمی : دل بهم خوردگی و تهوع . بالا رفتن فشار خون . عرق کردن دست ها . خشکی دهان و گلو . تیک های عصبی . نداشتن اشتها . پرخوری افراطی . استفراغ . عدم هضم غذا . تکرر ادرار . افزایش ضربان قلب . سردردها . درد گردن یا پشت . کاهش ایمنی بدن . لرز ...
ب ) عاطفی : نوسان خلقی . تحریک پذیری . احساس اضطراب و افسردگی . کم حوصلگی و زودرنجی . احساس ترس و هراس
ج ) شناختی : فراموشی . ناتوانی در تمرکز . اشتغال ذهنی با افکار و تکالیف . ترس از شکست . خجالت زدگی . نگرانی در مورد آینده . احساس بی ارزشی ...
د ) رفتاری : لکنت زبان و سایر مشکلات رفتاری . حالات عصبی صدا . میل مصرف سیگار و قلیون . گریه بدون دلیل آشکار . از جا پریدن . ساییدن دندان بروی هم . خوردن ناخن ها . از دست دادن اشتها یا پرخوری ...

راهکارهای پیشگیرانه کاهش استرس :

(قبل از شروع امتحان ) :

1- تنظیم یک برنامه مرور ذهنی موضوعات امتحانی با توجه به تعداد موضوعات درسی و فرصت باقیمانده .
2- انجام تمرینات و نمونه سوالات ( در صورت در دسترس بودن تست از آن نیز استفاده کنید ) .
3- هرگونه مطالعه یا مرور درسی و نیز انجام تمرینات را قبل از امتحان قطع کنید .
4- از شیوه امتحان و اینکه سوالات امتحان به صورت تشریحی یا تست یا کامل کردنی است یا مجموعه ای از آن ها آگاه شوید
5- در شب امتحان حداقل 7 تا 8 ساعت خواب آرام داشته باشید .
6- صبح روز امتحان زودتر از خواب بیدار شوید و از همراه بردن وسایل لازم مطمئن شوید .
7- آرامش کامل داشته باشید وبرای خودتان دعا کنید .
8- صبحانه را کامل و در کمال آرامش بخورید .
9- هنگام ورود به محل امتحان در زمینه درس زیاد سوال نکنید تا گرفتار اختلال ذهن نشوید .

راهکار های پیشگیرانه کاهش استرس :

(در حین امتحان) :

1- ورود به جلسه امتحان و نشستن سر جای خود پیش از امتحان .
2- در صورت وجود استرس چند نفس عمیق بکشید .
3- به محض گرفتن ورقه امتحان با تلقین احساس توانایی در انجام خوب امتحان به خود قوت قلب بدهید .
4- ابتدا نگاهی اجمالی به همه سوال ها داشته باشید و سپس سوال ها را در سه بخش علامت گذاری کنید :
الف) سوالاتی که جواب آن ها را قطعی می دانید با علامت *
ب) سوالاتی که جواب های آن ها را با احتمال کم می دانید با علامت +
ج) سوالاتی که جواب آن ها اصلا به ذهن شما نمی رسد با علامت -
بلافاصله به سوالات * جواب دهید . آن گاه با دقت بیشتر روی سوالات + در صورت احتمال بیش از 60% نیز به آن ها جواب دهید و اگر فرصتی بود روی سوالات - تمرکز کنید .
لازم به یادآوری است این شیوه در رابطه با آزمون تست و دارای نمره منفی است در غیر این صورت و به خصوص در سوالات تشریحی به هر میزان که می توانید جواب دهید و سعی کنید هیچ سوالی را بدون جواب باقی نگذارید .
موفق باشید .....

به بچه هایمان فرصت اشتباه بدهیم


Tuesday, May 22, 2012

آرامش { زندگی بدون استرس }

آرامش { زندگی بدون استرس }

عده ای فکر میکنند استرس تنها ناشی از اتفاقات ناخوشایندی است که رخ میدهد در حالیکه رویدادهای مثبت هم مانند ازدواج و... نیز هر تغییر مثبتی که در زندگیمان رخ میدهد نیز میتواند استرس زا باشد .
زمانی یک موقعیت استرس زا میشود که توانایی ما کمتر از آن باشد و در این شرایط است که بدن ما واکنش نشان میدهد . هر فردی از یک موقعیت استرس زای خاص برداشتی متفاوت دارد و واکنش متفاوتی به آن نشان میدهد . گر چه بعضی موقعیت ها در زندگی بیش از بقیه استرس زا هستند اما برداشت ما از آنها تعیین کننده نوع واکنش ما نسبت به آن موقعیت میباشد.

چرا فشار روانی آسیب زا است ؟

تحقیق ها نشان داده اند که فشار چه مثبت باشد چه منفی واکنش جسمانی ایجاد میکند . فعالیت مستمر مغز شما وقتی در فشار باشد موجب ترشح هورمونی میشود که به ضربان قلب و فشار خون شما تاثیر منفی میگذارد و آن را شدت میدهد و همینطور هورمونی ترشح میکند که به دستگاه ایمنی شما آسیب میزند و این وضعیت باعث بیماری شما میشود .

اگر در حال فشار روانی زیاد باشم بدنم چگونه آن را به من اطلاع میدهد ؟

- افزایش ضربان قلب
- تهوع . اسهال { مشکل معده }
-تحریک پذیری
- بی قراری
- ضعف حافظه
- مشکل در خواب 
- یبوست . تکرر ادرار 
پژوهش ها نشان داده اند که 65 تا 90 درصد بیماریها با دفشار روانی {استرس } مرتبط هستند . عمده ترین بیماری هایی که به این دلیل به وجود می آیند عبارتند از :
حمله قلبی . فشار خون بالا . سرطان . دیابت . زخم معده و ...

چگونه می توانم سطح فشار روانی خود را ارزیابی کنم ؟

خیلی از مردم نمیدانند که تغییرات عاطفی کوچک ناشی از فشار روانی هستند . 
سئوالات زیر به شما کمک میکند تا نشانه های فشار روانی را در زندگی خود پیدا کنید .
=آیا آرام بودن و شوخی کردن برایتان ممکن است ؟
=آیا به راحتی تحریک پذیر میگردید ؟
=آیا احساس میکنید مسئولیت هایتان سنگین است ؟
=آیا علائم جسمانی فشار روانی را تجربه میکنید ؟
=آیا خوابیدن در شب برایتان مشکل است ؟
=آیا علاقه به روابط اجتماعی را از دست داده اید ؟
=آیا تمرکز بر کارها برایتان مشکل است ؟
=آیا میل شما برای مصرف سیگار یا دارو افزایش یافته است ؟

اگر شما به 4 سئوال از 8 سئوال فوق جواب مثبت بدهید در آن صورت لازم است که راهبردهای لازم را در جهت مقابله با فشار روانی اضافیتان مورد اسفاده قرار دهید .

راهبردهای مقابله با فشار روانی :

- غذای سالم : تغذیه سالم انرژی کافی را برای تفکر و عمل به شیوه ای منطقی برای شما فراهم میکند .از طرفی بدنی که به اندازه کافی تغذیه شده است از توان کافی برای مقابله با استرس برخوردار است .
- خواب منظم و کافی : احساس خستگی ناشی از خواب ناکافی بر استرس می افزاید .خواب ناکافی علاوه بر ایجاد خستگی جسمانی باعث میشود افکار منفی در ذهن شما ایجاد شود .
- برقراری رابطه صمیمانه با دیگران : برقراری رابطه صمیمانه با یک فرد و در میان گذاشتن احساسات خود با او به شما کمک خواهد کرد تا در فضای مناسب ایجاد شده عوامل ایجاد کننده فشار روانی را به طرز متفاوتی ببینید .
- دعا کردن : دعا کردن و مراقبه {تمرکز کردن در سکوت } کمک زیادی در آرام کردن ما دارد .
- تعادل بین کارها و تفریح : زیاد کار کردن و یکنواخت بودن زندگی باعث میشود افراد به تدریج به خستگی روانی دچار شوند . این خستگی استرس ایجاد میکند . به پارک بروید و از زندگی خود لذت ببرید .
- آرام سازی خود : روش های ایجاد آرامش عضلانی - روانی بسیار در کاهش استرس موثر است .
- مشاوره : صحبت با یک مشاور و یا مشورت گرفتن از دیگران برای تغییر الگوی فشارزای زندگی کمک کننده است .


Monday, May 21, 2012

پیام ها : {4}


رستگاری تو در عمل دیگران تجلی پیدا نمی كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر می شود.
کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.
وقتی ذهن میشناسد آن را دانش میخوانیم، وقتی دل میشناسد آن را عشق مینامیم و آنگاه که وجود میشناسد آن را مراقبه می نامیم .
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی*زند كه خیال می*كند دیگران را فریب داده است .
همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.. . .

Monday, May 14, 2012

پیشگیری بهتر از درمان است !!



فرزندان اعتیاد قربانیان اعتیاد

بر اساس این گزارش، در صورتی که یکی از والدین به مواد مخدر معتاد باشد، احتمال اینکه فرزند آنها نیز معتاد گردد افزایش می یابد، ولی زمانی که هر دوی والدین معتاد باشند، احتمال معتاد نشدن فرزند آنها بسیار پایین است. این گزارش حاکی است، خلاهای عاطفی و خانوادگی ناشی از طلاق، مهمترین دلیل روی آوردن نوجوانان به مواد مخدر و مشروبات الکلی است.

مطالعات نشان داد بچه های طلاق بیشتر در دام اعتیاد می افتند خبرگزاری فارس: مطالعات پژوهشگران در سطح اروپا نشان می دهد، کودکانی که در خانواده های از هم گسیخته زندگی می کنند، بیشتر به مواد مخدر معتاد می شوند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه خبری Opinion، مطالعات محققان دانشگاه گلاسکو نشان می دهد، نوجوانانی که والدین آنها از هم جدا شده باشند، یا نوجوانان بی سرپرست بیشتر در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند. بر اساس این مطالعه، از هم گسیختگی خانواده ها، زندگی نوجوان با یکی از والدین، طلاق والدین، اعتیاد والدین و دیگر موارد، همگی موجب می شوند نوجوانان تمایل به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی پیدا کنند و نهایتا به آنها معتاد گردند. بر اساس این گزارش، در صورتی که یکی از والدین به مواد مخدر معتاد باشد، احتمال اینکه فرزند آنها نیز معتاد گردد افزایش می یابد، ولی زمانی که هر دوی والدین معتاد باشند، احتمال معتاد نشدن فرزند آنها بسیار پایین است. این گزارش حاکی است، خلاهای عاطفی و خانوادگی ناشی از طلاق، مهمترین دلیل روی آوردن نوجوانان به مواد مخدر و مشروبات الکلی است. دعواها و ناسازگاریهای دائمی والدین، کتک کاری میان آنها، و بروز خشونتهای مختلف در میان آنان نیز موجب می شوند کودک خود را بی تکیه گاه فرض کند، و در چنین مواقعی هیچ چیز جذاب تر از شادیهای - هرچند زودگذر - مصرف مشروبات الکلی یا استعمال مواد مخدری همچون کوکائین و متامفتامین نیست. بر پایه این گزارش، محققان دانشگاه ادینبورگ معتقدند ریشه اعتیاد از چهاردیواری خانه سرچشمه می گیرد. خانواده های از هم گسیخته بیشترین میزان تولید کودکان و نوجوانان معتاد را دارند
.

بچه ها قربانیان اعتیاد ...


Tuesday, May 8, 2012

چرا وابسته می شویم ؟

آیا تا به حال خود را بیش از حد به چیزی , شخصی یا جایی وابسته دیده اید ؟ اینکه به شخص یا چیزی آنقدر وابسته باشیم که ترک کردن آن برایمان امکان پذیر نباشدیا حتی فکر کردن به کنار گذاشتنش در ما ایجاد وحشت و هراس به وجود بیاورد ؟ اما به راستی چیست که ما را اسیر می کند ؟ چرا باید به رغم تمام شایستگی ها و ارزشمندی هایی که در وجود خودمان است به شخص یا چیز دیگری رو بیاوریم و بدون او احساس حقارت کمبود و نومیدی کنیم ؟ چرا وقتی می خواهیم از یک رابطه سرشار از وابستگی بیرون بیاییم با دشواری های فراوانی روبرو می شویم ؟ اگر دقیق تر نگاه کنیم می بینیم در یک رابطه سرشار از وابستگی آنچه بیش از هر چیز نمودار دارد این است که معمولا ما طوری به طرف مقابل وابسته می شویم که یک شخص معتاد به مواد مخدر .. اما آیا هرگونه رابطه را میتوان نوعی اعتیاد نامید ؟ چرا اسمش را عشق , دوست داشتن زیاد یا احساس تعهد نگذاریم !؟
اغلب اوقات در یک رابطه اعتیادی , عشق و تعهد فراوانی وجود دارد اما برای آنکه عشق و تعهدی وجود داشته باشد باید کسی بتواند دیگری را آزادانه انتخاب کند ولی یکی از نشانه های اعتیاد در این است که اغلب میلی اضطرار آمیز در کار است که آزادی و حق انتخاب را محدود می کند یعنی قدرت انتخاب و. تصمیم گیری را از شخص سلب می کند حال آنکه در یک ارتباط سالم ناشی از عشق ما حق انتخاب داریم و با استفاده از قدرت تفکر و تعقل خود می توانیم تصمیم درست بگیریم .
اما در یک رابطه غلط توام با وابستگی بیش از حد وقتی خود شخص می داند ادامه ارتباط به نفع او نیست باز هم ادامه می دهد زیرا احساس می کند باید این شخص را حفظ کند و به او وابسته باقی بماند حتی اگر این رابطه برایش مخرب باشد .
بنابر این اولین نشانه وجود یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی خصوصیت اضطرار گونه آن است . نشانه بعدی  وحشتی است که در شخص وجود دارد مبادا اینکه طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد . افراد معتاد اگر ندانند مواد مخدر خود را چگونه تهیه کنند وحشت زده می شوند یا سیگاری ها وقتی در جایی قرار می گیرند که آنجا کشیدن سیگار ممنوع است ناراحت می شوند . همچنین افرادی هم که در یک رابطه غلط اعتیاد گونه قرار می گیرند از فکر اینکه این رابطه قطع شود احساس وحشت می کنند . نشانه بعدی یک رابطه اشتباه این است که بعد از قطع ارتباط احساسی از پیروزی و آزادی به شخص دست می دهد .
در واقع خواه کسی به ماده ای مخدر معتاد باشد یا به یک شخص , اساس تمام این واکنش ها شباهت فراوانی به یکدیگر دارند و آن این است که همه این افراد احساس کامل نبودن و پوچی می کنند و اغلب ناامید و اندوهگین هستند .
نوع ارتباط :
به احتمال زیاد در هر رابطه عاطفی عضوی از اعتیاد وجود دارد و این به خودی خود چیز بدی نیست . بر عکس می تواند رابطه را مستحکمتر هم بکند زیرا هیچکس آنقدر کامل و قوی نیست که نیازی به ارتباط با شخص دیگری نداشته باشد . اما یکی از نشانه های رابطه خوب این است که ما را به بهترین شرایط خود در تماس نگه می دارد. آنچه سبب می شود رابطه ای شکلی اعتیادگونه به خود بگیرد این است که احتیاج به طرف مقابل تبدیل به یک نیروی کنترل کننده می شود و اجبار و اضطراری به وجود می آورد که شما را از چندین آزادی اصلی و ضروری محروم می کند . آزادی در بهترین حد قرار گرفتن در رابطه , آزادی دوست داشتن دیگران از طریق انتخاب و تعهد و پایبندی توام با علاقه و توجه و نه اینکه تحت تاثیر وابستگی خود در شرایط فشار و اضطرار قرار بگیریدو همچنین آزادی انتخاب در این باره که آیا شخص می خواهد در این رابطه باقی بماند یا نه .
اگر در یک رابطه عاطفی شاد و لذتبخش هستید برای تشخیص اینکه آیا در ارتباطی اعتیادگونه قرار دارید یا نه به این موارد توجه کنید :
- با وجود اینکه قضاوت خودتان و دیگران به شما می گوید که باقی ماندن در این ارتباط به صلاح شما نیست و نمی توانید انتظار بهبود آن را داشته باشید هیچ اقدام موثری برای پایان دادن به آن صورت نمی دهید .
- خود را توجیه می کنید که باید در این رابطه باقی بمانید اما نمی توانید دلیل محکمی برای آن بیاورید .
- وقتی به فکر قطع این رابطه می افتید احساس وحشت و اضطراب می کنید و در نتیجه بیشتر به ارتباط خود می چسبید .
- وفتی برای پایان دادن به این ارتباط اقدامی می کنید با نشانه های حادتری روبرو می شوید و چه بسا با مشکلات گوارشی و جسمی و ذهنی مواجه شوید .
- هنگامی که رابطه قطع می شود شخص احساس تنهایی و خالی بودن می کند .
اگر اغلب این نشانه ها در شما وجود داشته باشد می توانید مطمئن شوید در رابطه ای قرار دارید که در آن وابستگی شما آنقدر زیاد است که می توان نام آن را اعتیادگذاشت و درست همانطور که شخص معتاد به ماده مصرفی خود معتاد است شما هم در دامی قرار گرفته اید که رهایی از آن چندان آسان به نظر نمی آید . این قدم نخست در درک اساس شناخت نوع ارتباط شماست . بدین ترتیب باید تصمیم بگیرید آیا می خواهید رابطه خود را بهبود ببخشید یا تمایل دارید آن را به همان شکلی که هست باقی بگذارید !
توجیه کردن :
شاید برای اینکه بخواهید به یک رابطه غلط ادامه دهید . دائم خود را فریب دهید و کارهایتان را توجیه کنید . وقتی کسی در یک ارتباط غلط قرار می گیرد برای اینکه نخواهد آن را ترک کند سعی می کند جنبه های مثبت رابطه را بزرگ جلوه دهد و از کنار جنبه های منفی آن به آسانی بگذرد و این کار باعث می شود که نتوانیم جلوی اشتباهاتمان را بگیریم و همیشه به رفتار غلط خود ادامه دهیم . اگر بخواهیم توجیهات اشتباه خود را ترک کنیم باید افکار غلط خود را مبنی بر اینکه طرف مقابلمان تنها کسی است که می توانیم او را دوست بداریم , کنار بگذاریم. حالا شما با شناخت بیشترخود و اطرافتان دید بازتری پیدا کرده اید و می توانید خوشبختی خود را رقم بزنید ; در حالی که یک رابطه عاطفی درست هم می تواند بخش مهمی از این خوشبختی باشد . اینکه فکر کنید تنها دلبستگی به یک شخص می تواند شما را خوشبخت کند یک توهم است که گرفتار آن شده اید .
هنگامی که به شخصی بیش از حد وابسته می شویم واکنش های فیزیکی و جسمانی قدرتمندی خواهیم داشت که روی قضاوت و تصمیم گیری ما تاثیر زیادی دارد . معمولا ما تحت تاثیر احساسات و عواطف نمی توانیم به خوبی تصمیم بگیریم . در واقع وابستگی می تواند روی احساسات و عواطف و رفتار ما تاثیر بگذارد . البته ما نمی توانیم بطور قاطع بگوییم که کدام تصمیم بهترین است ; رفتن یا ماندن در یک رابطه !؟ تصمیم گیری صحیح به تمرکز , مطالعه و بررسی نیاز دارد. در این هنگام باید از خود سوال کنیم آیا منافعی که من از این رابطه می گیرم بر زیان های آن می چربد؟ یا آیا نیازهای کودکانه ام مانع از تصمیم گیری صحیح من نمی شود ؟
رهایی :
بسیاری از ما با وجود اینکه می دانیم در رابطه ای قرار گرفته ایمکه ادامه آن به نفعمان نیست باز هم نمی توانیم از آن رهایی یابیم . اما اقدامات زیر می تواندسبب شود رابطه ای را که دوست نداریدولی به آن عادت کرده اید ترک کنید :
- رهانیدن خود از احساس وابستگی شدید که مانع از آن می شود  که رابطه ای را ترک کنید .
- پایان دادن به فرایندهای ذهنی مخرب و علیه خود که شما را از حرکت و پیشرفت باز می دارد .
- حفظ ارزشمند بودن خود بدون وابستگی به شخص دیگر ..هر روشی که بتواند به شما کمک کند تا به اهداف خود برای رهایی از رابطه ای مخرب برسید مهم و ارزشمند است . بسیاری از افراد یا خودشان روشی را انتخاب می کنند یا از روش های پیشنهادی دیگران سود می برند که در هر صورت فرقی نداردشما بتوانید از جه راهی به رهایی برسید . برای آزاد شدن از قید و بند وابستگی می توانید به علت بروز این موضوع و ارتباط آن با دوران کودکی خود بپردازید . شاید به این نتیجه برسید که در دوران کودکی از تنها ماندن در خانه می ترسیدید. بنابراین اکنون نیز می ترسید برای همیشه تنها بمانید و اینکه کسی شما را دوست نداشته باشد . می توانید با بررسی دقیق دوران کودکی به علت واقعی وابستگی شدید خود پی ببرید . هنگامی که شما احساس وابستگی شدید به شخص دیگری می کنید اعتماد به نفس و شخصیت خود را تضعیف می کنید و زیر سئوال می برید , بنابراین تلاش کنید علاوه بر بالابردن توانائیهایتان خود را فردی لایق و با ارزش بدانید و برای خود احترام و ارزش بیشتری قائل شوید . پس از آنکه احساس ناتوانی و محرومیت در شما از بین رفت باید به مسئله بازگشت دوباره به زندگی سرشار از آرامش و به دور از وابستگی بازگردید . در این هنگام اطرافیان و دوستانتان می توانند از شما حمایت کنند . بدین ترتیب که وقتی مایوس و ناامید هستید به شما کمک کنند تا دوباره به زندگی و توانائیهای خود امیدوار شوید و به علاوه هر زمان دوباره به یاد گذشته و محرومیت های موجود در آن افتادید به شما کمک کنند تا بتوانید زندگی خود را از نو سازمان دهی کنید .
آیا می توانم !!؟؟؟
آیا هنوز این سوال در ذهن شما باقی مانده که واقعا می توانم تنهایی را تحمل کنم و آیا می توانم با تنها ماندن احساس خوبی داشته باشم و ... ؟؟ البته فراموش نکنیم که این کار ابتدا به نظر آسان نمی رسد و طبیعی است که احساس ترس و وحشت داشته باشید ولی اگر بتوانید به خوبی و با صبر و حوصله این مرحله را پشت سر بگذارید می توانید احساس سرشار از اعتماد به نفس داشته باشیدو دوباره به خودتان افتخار کنید . فراموش نکنید اگر از ارتباط عاطفی خود رنج می برید این خود شمایید که باید با انتخاب روشی صحیح خود را نجات دهید .
{{{ شرکت در جلسات به شما یادآوری می کند که شما تنها نیستید و دوستان همدرد شما می نوانند به شما کمک کنند و تجربیات خود را با شما در میان بگذارند . }}}
                         

Tuesday, May 1, 2012

اعتیاد تمام خانواده را درگیر می کند :


بیاموزیم که :

بیاموزیم که 

1. با احمق بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 

2. با وقیح جدل نکنیم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح ما را تباه می‌کند. 

3. از حسود دوری کنیم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم باز از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید. 

4. تنهایی را به بودن در جمعی که ما را از خودمان جدا می کند، ترجیح دهیم. 

5. از «از دست دادن» نهراسیم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.

6. بیشتر را بر کمتر ترجیح ندهیم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباری است.

7. کمتر سخن بگوییم که بزرگی ما در حرفهایی است که برای نهفتن داریم، نه برای گفتن.

8. از سرعت خود بکاهیم، که آنان که سریع تر می دوند، فرصت اندیشیدن به خود نمی دهند.

9. دیگران را ببینیم، تا در دام خویشتن محوری، اسیر نشویم.

10. از کودکان بیاموزیم، پیش از آن که بزرگ شوند و دیگر نتوان از آنان آموخت.

داروهای روان گردان اختیار اندیشیدن را از آدمی می گیرد


Monday, April 30, 2012

از مشارکت های آشنا {4} :


براي اوّلين بار با افرادي آشنا شده‌ام كه وقتي از ترس‌ها و خلأهايم حرف مي‌زنم، كاملاً منظور مرا درك مي‌كنند و به‌آنها نمی‌خندند. اين افراد تحت هيچ شرايطي مرا نصيحت يا مسخره نمي‌كنند. چون خودشان شرايطي مشابه‌ی شرایط من داشته‌اند. امروز آرامشم را پس از باز كردن سفره دل و مشاركت کردن درباره‌ي ترس‌ها و آينده‌ي مبهم صحبت كرده‌ام. امروز با شناخت اصول خودیاری متوجه شده‌ام اكثر اين ترس‌ها واقعيت ندارند و تنها در ذهن بيمار من بزرگتر از اندازه‌ی طبيعي خودشان رُشد کرده و جلوه مي‌كنند. وقتي از اين ترس‌ها صحبت كردم انگار از طريق دهانم خارج شده و ناپديد شدند. گاهي اين ترس‌ها در روابط عاطفي و اجتماعي و اقتصادي‌ و ابراز احساساتم مشكلاتي بزرگتر از حد را نشان داده و استرس آن را بروز مي‌دهند. بیماری وابستگی ارتباط مستقیم با ترس‌های دوران کودکیم دارند و متوجه شده‌ام که نه اینکه ترس‌هایم از بین نرفته بودند، بلکه با بزرگتر شدنم آنها هم بزرگتر شده‌اند و تأثیرشان آنقدر روی من عمیق و بزرگ بود که دوست نداشتم، به خاطر دیدن خواب‌های ترسناک بخوابم و یا با کسی و چیزی در ارتباط باشم، که واقعیت‌ها را به یادم بیاورند. 
جايي كه ترس هست، خدا فراموش مي‌شود!

Sunday, April 29, 2012

مقام اول ...

مصرف مواد مخدر از چندین سال قبل در ایران رواج داشته و تاکنون هم ادامه دارد و رشدی پیوسته داشته تا اینکه به مقام اول دنیا رسیده است

طی 10 سال گذشته رشد اعتیاد روند 15 درصدی داشته است :


Saturday, April 28, 2012

رهایی از وابستگی چیست ؟

موضوع پست: رهایی از وابستگی چگونه ممکن است
...
...
...
...
همه ما در زندگی عادت‌هایی داریم که گاهی از حالت اعتدال خارج شده و گاه وبال گردن‌مان می‌شوند. هنگامی که عادت‌های ما به این صورت درمی‌آیند کم‌کم برایمان عادی شده و گاه حتی نمی‌توانیم تشخیص دهیم که تا چه اندازه به آنها عادت کرده‌ایم؛ طوری که رهایی از آنها بسیار سخت به‌نظر می‌رسد.

اما در این میان هستند افرادی که به مصرف بعضی مواد عادت می‌کنند، به‌گونه‌ای که از حالت عادی خارج شده و به‌ شکل اعتیاد درمی‌آید. اما به راستی اینگونه افراد چه خصوصیاتی دارند و چرا و چگونه به اعتیاد روی می‌آورند و انگیزه واقعی آنها چیست؟

سال‌هاست که این پرسش‌ها ذهن بسیاری از محققان را به‌خود مشغول ساخته است ولی به واقع چه پاسخی می‌توان برای آنها یافت و چگونه می‌توان از بروز این مشکل جلوگیری کرد.

بسیاری از محققان بر این باورند که ساختمان شخصیتی بعضی افراد برای پذیرش اعتیاد مساعدتر از دیگران است؛ درواقع افرادی که مستعد اعتیاد شناخته می‌شوند بیش از بقیه در معرض خطر وابستگی قرار دارند. البته شرایط عاطفی شخص برای سوق دادن او به اعتیاد شرط لازم است اما شرط کافی به حساب نمی‌آید.

برای گام نخست در کمک به افراد معتاد باید مشخص کرد که ماده مخدر مورد مصرف چگونه و به چه میزان بر شخصیت فرد تسلط پیدا کرده و تا چه میزان توانسته ارتباطات او را تحت‌الشعاع قرار داده یا آنها را مختل سازد.

دلایل گرایش به مواد‌مخدر

از سنین خطرناک برای گرایش به مصرف مواد‌مخدر، نوجوانی است. با وجود تمام تلاش‌های والدین برای جلوگیری از روی‌آوردن فرزندانشان به مصرف مواد‌مخدر، باز هم این گرایش‌ها به‌وجود می‌آیند. بنابراین آنها باید درباره بسیاری از نتایج تغییرات ذهنی و رفتاری ناشی از مصرف اینگونه مواد اطلاعات کافی داشته و واقع‌بین باشند.

معمولا افراد با چنین اهدافی به مصرف مواد‌مخدر گرایش پیدا می‌کنند: لذت بردن از معاشرت با دیگران و بالا بردن شأن اجتماعی خود، نمایش اینکه از هیچ‌چیز نمی‌ترسند و دلیلی ندارد از قانون خاصی پیروی کنند چون حالا دیگر بزرگ شده‌اند، احساس شور، هیجان و لذت بیشتر، آگاهی از تجربیات تازه‌ای که از دیگران راجع به آن شنیده‌اند، کاهش تنش و تسکین درد، بیان آزادانه خود و...

اما فراموش نشود هر نوع ماده مخدر بر اثر تکرار یا حتی تنها با یک بار مصرف باعث ایجاد اعتیاد می‌شود. البته مصرف بسیاری از انواع مواد‌مخدر اعتیاد فیزیکی نیز به‌وجود می‌آورد. درواقع هر یک از انواع مواد‌مخدر نوعی سم هستند که میزان و دفعات تکرار در مصرف آنها می‌تواند تاثیرات مضر و حتی مهلکی داشته باشد. تا زمانی که مصرف ماده مخدر ادامه دارد، وابستگی فیزیکی آشکار نمی‌شود، اما هنگامی که ماده مورد مصرف برای مدتی به بدن نرسد، علائم آن ظاهر می‌شود که می‌تواند گاهی بسیار شدید و خطرناک باشد.

وابستگی روانی به مواد از وابستگی فیزیکی خطرناک‌تر است. وابستگی روانی به معنای تمایل به مصرف ماده یا چیزی است که تاثیرات لذت‌بخش و رضایت‌بخشی داشته باشد. این نوع وابستگی کم و بیش در همه ما وجود دارد. مثلا ما معمولا به نوعی فعالیت مانند تماشای تلویزیون، خواندن کتاب، یا اشتغال به هرگونه کار دیگری عادت می‌کنیم و این را تنها هنگامی متوجه می‌شویم که به دلایلی مجبور به ترک آنها می‌شویم؛ در این هنگام است که جای خالی آنها آزارمان می‌دهد و متوجه می‌شویم که به آنها عادت کرده‌ایم. بدین‌ترتیب وابستگی را می‌توان به وابستگی روزانه و معمولی و وابستگی‌های بیمارگونه تقسیم کرد.

آگاهی، بهترین راه پیشگیری

متأسفانه بسیاری از نوجوانان، جوانان و افراد مستعد ابتلا به مواد‌مخدر، معمولا دلایل گرایش خود را کنجکاوی و ناآگاهی از عواقب سوء آن برمی‌شمارند. درواقع نوجوانان هنگام خرید مواد‌مخدر به‌هیچ‌عنوان اطلاع دقیقی از مشکلاتی که می‌تواند برایشان به‌وجود آورد ندارند زیرا فکر می‌کنند آنها فقط یکی، دو بار امتحان می‌کنند اما هیچ‌گاه معتاد نمی‌شوند؛ حال آنکه چنین تفکری بسیار غلط است و همین موضوع آنها را به مصرف هر چه بیشتر مواد سوق می‌دهد. بنابراین بهتر است والدین با ارائه اطلاعات مفید درباره مضرات مواد‌مخدر به نوجوانان، آنها را به‌خوبی آگاه سازند. ولی فراموش نشود وظایف والدین توضیح دادن است، نه قضاوت کردن. آنها می‌توانند در اطلاعات خود توصیه‌های لازم را درباره خطرات موجود ارائه دهند و با اشاره به نشانه‌های هشداردهنده، نکات لازم را هم پیشنهاد دهند. با توجه به اینکه نوجوانان در حال رشد به‌طور مستقیم از تجربیات شخصی خود و به‌طور غیرمستقیم از تجربیات دیگران چیزهایی می‌آموزند، ‌والدین نیز می‌توانند با در اختیار گذاشتن تجربیاتشان، سطح آگاهی فرزندانشان را بالا ببرند.طبیعی است که فرزند شما با خروج از دوره کودکی و ورود به نوجوانی به فکر تجربه کردن چیزهای جدید و خطرناکی مانند مواد‌مخدر بیفتد.

در بسیاری از موارد وقتی نوجوانی می‌پذیرد که برای نخستین بار مواد مصرف کند، یعنی نخستین باری است که‌گیر افتاده است. او برای مخفی کردن مصارف قبل، مجبور به دروغ گفتن می‌شود. بنابراین والدین باید با ارزیابی مجدد رفتارهای اخیر فرزند خود دریابند که آیا رفتاری غیرعادی یا مشکوک (مثلا تاخیر در آمدن به خانه یا بیرون رفتن‌های شبانه مکرر با دوستی که تجربه مصرف مواد‌مخدر را دارد) داشته است یا خیر؟ فراموش نکنید بهای حفظ فرزند از اعتیاد برابر است با محدود کردن آزادی‌های مهم و این نیز به معنای مراقبت همیشگی و مستمر است؛ البته به‌گونه‌ای دوستانه و غیرمستقیم، نه به‌صورتی که مقاومت نوجوان را بالاتر ببرد و او را بیشتر قانون‌گریز کرده و به سمت خطر مصرف مواد و آسیب‌های دیگر سوق دهد.

Monday, April 23, 2012

از مشارکت های آشنا : {3}

اصول برنامه‌ی خودیاری قدم‌ها و دوستان بهبودی در مجموع، به‌صورت محوریت خداوند مرا در حل مسائل و رفع مشکلات و اداره‌ی امور زندگی مرا یاری می‌کنند. کمک و عشق این دوستان معنایی عمیق‌تر از شعار و تعارف دارد. در لحظات بحرانی مرا به صبر دعوت می‌کنند. وقتی مرا در آغوش می‌کشند در گوشم زمزمه‌ی مهربانی سر می‌دهند. مانند: زیاد سخت‌نگیر، مسئله زیاد مهم نیست، همه چیز قابل تحمل است، به خدا بسپار و خودت را رها کن.بیماریت را فراموش کن! می‌دانم زندگی همیشه در شادی و خواست من نیست. گاهی ترس و غرور و خودخواهی و انکار مرا دچار دردسر خواهد کرد. اصول برنامه و دوستان مرا برای روبه رو شدن با این شرایط آماده می‌کنند. امروز با اقرار به داشتن عجز و ناتوانی در مقابل وابستگی‌ها، زندگیم را به خداوند می‌سپارم. اراده و قدرت خداوند در قالب اصول برنامه و عشق دوستان مرا به سمت رُشد و تغییر و بهبود شرایط سوق می‌دهند، خداوند را شکر می‌کنم که مرا انتخاب کرد تا راه بهتر زیستن و با ارزش بودن را بیاموزم. گوش‌هایم را برای شنیدن پیام خداوند از دهان دوستان باز می‌گذارم.
همه چیز موقتی است، صبور باش و ببین!

از مشارکت های آشنا : {2}

بیماری وابستگی، بیماری مرموزی است، که فرد را در غرور، انکار و خودخواهی سرگردان می‌کند. امروز می‌دانم که زندگی گذشته‌ام زندگی نبود. من در اثر خودخواهی اجازه‌ی زندگی را از دیگران سلب کرده بودم و در همان‌حال هم سعی می‌کردم مشکلات دیگران را حل کنم. آنقدر غرق حل مسائل و رفع مشکلات دیگران بودم که خودم و نیازهایم را فراموش کرده و یا ندیده گرفته بودم. یکی از شاخصه‌های بیماری وابستگی، به‌نام تأییدطلبی در من به شدت فعال بود. برای پُرکردن خلاء آن، در زندگی دیگران مداخله می‌کردم و گدای یک مرسی بودم. رهایی از این وضعیت برایم بسیار مشکل و سخت شده بود. در گذشته فکر می‌کردم که مداخله در کارها و امور دیگران و سرپرستی از آن‌ها را امری مقدس و از روی مرام و معرفت می‌دانستم. امروز می‌دانم مداخله درکار و حل مسائل دیگران بدون خواست آن‌ها، فرصت و تمرین آموزش رفع مسائل و رفع مشکلات را از آن‌ها می‌گیرم. با مداخله در امور آن‌ها خودم بدون انرژی خواهم ماند. خداوند به اندازه‌ی تحمل هرکسی به او مسائل و مشکلات می‌دهد، تا آن‌ها را رفع و حل کند و یا شرایط را بپذیرد.
زندگی کن و بگذار زندگی کنند!

از مشارکت های آشنا : {1}

امروز سعی می‌کنم در گروه بدون ترس از قضاوت دیگران، احساس خودم را به مشارکت بگذارم. سعی می‌کنم با صداقت از افکار و رفتارهای بیمارگونه که هر لحظه مرا رها نمی‌کنند را از خودم دور کنم. با توجه به اینکه مشارکن داوطلبانه است و هرگز تحت فشار دیگران نیستم، ولی ترس این ریشه‌ی بیماریم مرا دچار استرس کرده و می‌گوید: آیا می‌خواهی سخنرانی کنی؟ آیا سخنانت مورد توجه و تأیید دیگران خواهد بود؟ آیا دچار استرس نخواهی شد؟ بعداز حرف زدنت نظر دیگران برایت مهم نیست؟ آیا من هنوز تمایل دارم که اصول و نشریات برنامه را با سلیقه‌ی خودم تغییر دهم؟ می‌دانم که بدون رها کردن عادت، افکار و رفتارهی قدیمی و ترس‌های بی‌مورد که زاییده‌ی ذهن بیمارم است، قادر به ادامه‌ی زندگی نیستم. ترس از تأیید نشدن و توجه دیگران را جلب کردن از نوع بیماری وابستگی بسیار خطرناک است که باعث می‌شود دست به هرکاری بزنم تا مورد توجه قرار گیرم. می‌دانم تا وقتی می‌ترسم، خداوند از من دور است، چون کسانی که ترس ندارند و یا کمتر دارند، با خدا هستند.
هیچکسی مورد تأیید دیگران نمی‌باشد!

با آگاهی به جنگ اعتیاد برویم

به جای ترس از اعتیاد

بهتر است از همین حالا آماده باشیم و با آگاهی به جنگ اعتیاد برویم .

فرزندانمان را از اعتیاد نترسانیم و به آن ها آگاهی بدهیم .

Saturday, April 21, 2012

پیام ها : {3}


تصميم بگيريد تا باعث بركت هر كس كه امروز ملاقات ميكنيد بشويد. كساني كه شما را رنجانيده ببخشيد و تمام مسايل غيرقابل حل را به دستهاي خداوند بسپاريد.
*****
بخاطر بسپاریم که تنها راه تامین خوشبختی این نیست که متوقع حقشناسی از دیگران باشیم بلکه خوبیهائیکه به آنها می کنیم باید فقط بمنظور تامین مسرت باطن خودمان باشد .
*****
شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت؛
ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت ....
*****
به محض اینکه به خودت اعتماد کنی ، می آموزی که چگونه زندگی کنی .
*****
گاهی اوقات در زندگی،تصمیم درخواست کمک از خداوند بزرگترین منبع قدرت و شهامت ماست . 
*****
روزانه به خود یادآور میشوم که با درخواست کمک از خداوند در هر قدمی که بر میدارم تنها نیستم "
*****
رشدمن دربرنامه نه بخاطرداشتن دانش برنامه یا چگونه سخن گفتن است رشد من در چگونه قدم برداشتن وعملکردن است .
*****
وقتی متوجه اشتباه خود شدید با قاطعیت برای اصلاح آن قدم بردارید .
*****
بادورزدن دیگران درواقع کلاه سرخودمان میگذاریم . . !!!