- ناراتین }NARATEEN} یعنی ؟ TEEN یعنی تین ایجر ها یعنی آنها که بین 13 تا 19 سال دارند وNARA از NARANOON گرفته شده یعنی کسانی که از بیماری دیگران آ سیب دیده اند در این صفحه نه قرار است به کسی راهکار داده شود نه کسی مورد قضاوت قرار گیرد بلکه قرار است بنشینیم و از تجربه های خود با هم حرف بزنیم و گاهی هم فقط شنونده
Monday, December 23, 2013
کودکان ما
کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
هیس !! پسرها نیز فریاد نمی زنند !
"هر بار در مهمانیها حضور داشت و با پدرم برنامه سفر میریخت و با لبخندی چندشآور میگفت 'دیگه مرد شده و باید با من بیاید شکار'... وقتی مرد خوشحال شدم. هنوز هم نتوانستهام به پدرم بگویم که دوست صمیمیاش مرا اذیت کرده است."
اسماعیل که وارد دهه ۳۰ زندگی خود شده، با اشاره به اینکه حتی یادآوری این خاطره هم برایش آزار دهنده است، میگوید: "من هنوز ازدواج نکردهام، به این دلیل که نمیخواهم پدر فرزندی باشم که شاید روزی در جایی همان بلایی که سر من آمد، سر او هم بیاید."
موضوعات مرتبط
در میان ایرانیان وقتی از آزار و اذیت جنسی کودکان صحبت میشود، معمولا نگاهها به سمت کودکان دختر میرود و کمتر به پسران توجه میشود. برخی از کارشناسان معتقدند این مسئله از فرهنگ ایران نشات گرفته و برخی معتقدند صحبت در مورد آزار جنسی کودکان پسر که در فرهنگ عامه از آن به عنوان "بچه بازی" یاد میشود، تابو است.
کتایون خوشابی، فوق تخصص روانپزشکی کودکان در ایران اخیرا با اشاره به اینکه طبق آمار جهانی، قربانیان اکثر سوءاستفادههای جنسی دختران هستند، گفته که در ایران به نظر میرسد "پسران بیشتر از دختران مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند و دلیل آن را می توان قیدها و محدودیتها و مراقبتهایی دانست که خانوادهها بیشتر برای دختران قائل هستند و پسرها به دلیل آزادی عمل بیشتری که دارند و نظارت کمی که والدین روی رفت وآمد آنها اعمال می کنند بیشتر مورد آزار جنسی افراد غریبه قرار می گیرند."
سعید که در حال حاضر خارج از ایران زندگی میکند، میگوید: "پدرم مدیر مدرسه بود، یک معلم عربی در دوران راهنمایی داشتیم که به یکی از بچهها پیشنهاد کرده بود برای اینکه در عربی نمره قبولی بیاورد، میتواند با او هم بستر شود، نمیدانم این معلم تنها به این دانش آموز پیشنهاد داده بود یا نه، اما وقتی من موضوع را شنیدم، با بقیه همکلاسیها جوی علیه معلم درست کردیم که برای سال بعد معلم نیامد، یعنی گفتند اخراج شد."
تعریف آزار جنسی کودکان
- آزار جنسی ممکن است تماسی یا غیر تماسی باشد.
- افرادی که مرتکب آزار جنسی از نوع تماسی می شوند معمولا بدن و اندام تناسلی کودک را به قصد تحریک جنسی خود لمس یا دستمالی می کنند.
- در آزار جنسی غیر تماسی فرد آزار دهنده آلت خود را یا تصاویر پورنو را نشان کودک میدهد، یا ماجراها و داستانهای شهوانی برای او تعریف میکند و از دیدن آثار ترس و اضطراب در چهره او لذت میبرد.
- در حضور کودک دست به استمنا می زنند و در مواردی شدیدتر با کودک رابطه جنسی کامل برقرار می کنند.
- فرد مهاجم حتی ممکن است اعمال جنسی انجام ندهد و فقط کاری کند که باعث آزار کودک شود. مانند داغ کردن اندام تناسلی کودک
به گفته مددکاران اجتماعی وجود این مسئله در فرهنگ عامه به معنی پذیرش چنین مسئلهای در همه سطوح جامعه نیست، اما تابو بودن صحبت کردن در خصوص این موضوع سبب شده این مسئله به شکل یک موضوع زیرپوستی در سطح کشور وجود داشته باشد.
به اعتقاد فعالان حوزه کودک، امنیت جنسی پسر بچهها موضوع کم اهمیت تری از موضوع امنیت جنسی دختران تلقی می شود و والدین به اینکه پسرشان شب را مثلا در خانه دوستی سپری کند کمتر حساسیت نشان می دهند تا اینکه دخترشان بخواهد چنین کاری کند. در سالهای اخیر این نوع نگاه کمی تغییر کرده و حساسیت والدین در مورد امنیت پسران هم افزایش یافته است.
اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده کل پلیس ایران در سال ۹۱ در گفت و گو با روزنامه قانون اعلام کرد که "در ۹۰۰ پرونده ثبت شده از تجاوز در سال ۱۳۹۰ حدود ۴۰ درصد آمار تجاوز مربوط به زنان و ۶۰ درصد آن مربوط به مردان بوده که بیشتر علیه افراد زیر ۱۵ سال صورت گرفته است."
رضا در دوران دبستان و راهنمایی از مدرسه تا خانه سوار مینیبوس میشد، او که در حال حاضر ۳۵ ساله است، میگوید: "سوار مینیبوس می شدم، احساس میکردم، آقایی به شکل عجیبی به من چسبیده، یا در یک لحظه دست مردی را بین پاهایم میدیدم، میترسیدم، جرات نمیکردم به خانواده چیزی بگویم، از ترس مدتی سوار مینیبوس نمیشدم و تا خانه پیاده میرفتم، هر روز هم پدر و مادرم به شدت مرا دعوا میکردند که برای چی اینقدر دیر به خانه میرسم، اما میترسیدم که بگویم چه اتفاقی می افتد".
منصوره مقاره عابد، رئیس انجمن ایرانی مطالعات زنان به تازگی در این مورد گفته است: "به کودکان اجازه داده نمی شود که بتوانند درباره اینکه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند صحبت کنند و بزرگسالان نیز نمی توانند از احتمال خطر بروز خشونت جنسی در خانه حرف بزنند و حتی نمی دانند در صورت مشهود شدن اتفاق چگونه باید برخورد کنند."
همچنین آرش اکمل، متخصص روان شناسی در کلیکنشریه جام و جان در آمریکا نوشته که بسیاری از بیماران او در آمریکا ایرانیانی هستند که در دوران کودکی توسط یکی از اعضای خانواده مورد آزار جنسی قرار گرفته اند و امکان صحبت کردن در مورد آن را نداشتند.
به گفته آقای اکمل، بسیاری به دلیل کمبود آموزش و آگاهی فکر میکنند اتفاقاتی که برای کودکان در دوران کودکی روی میدهد به سرعت فراموش میشود درحالیکه این طور نیست.
از سوی دیگر به اعتقاد برخی از مشاوران امور کودک، وقتی دختر بچهای حاضر میشود در مورد آزار جنسی صحبت کند، به او به چشم یک قهرمان نگاه میشود، اما با توجه به فرهنگ مردسالاری حاکم بر ایران، اگر پسر بچهای در این مورد صحبت کند، نگاه ترحم آمیز همراه با کنایههای مختلف را باید تحمل کند و تنها راه برای مقابله با این پدیده آموزش است.
سهیل که دوران کودکی و نوجوانی خود را در اطراف تهران زندگی کرده، میگوید: "نزدیک خانه ما کوره پز خانه و شیشه گری بود، آنجا کلی بچه کار میکرد، این اتفاق آنجا خیلی متدوال بود، کارگرهای بزرگتر یا سر کارگرها عموما با این بچهها بودند، مامان و بابای من اجازه نمیدادند با این بچهها بازی کنم."
امیر با یادآوری دوران دبیرستانش میگوید: "در دبیرستان ما پسرهای بزرگتر و هیکلی عموما پسر بچههای کوچکتر و خوش قیافه را اذیت میکردند، یا به زور میبردند در توالت و مجبورمان میکردند کارهایی بکنیم که جرات نمیکردیم به مدیر و ناظم بگوییم."
(در این متن برای حفظ حریم خصوصی مصاحبه شدگان از اسامی مستعار استفاده شده است)
Wednesday, November 20, 2013
جنسیت فرزندتان را بپذیرید
جنسیت فرزندتان را بپذیرید و نگرش غیر جنسی را به او منتقل کنید
1.از تعمیم دادن کلیشه های مربوط به جنسیت، اجتناب کنید: به فرزندتان اجازه دهید تا بداند دخترها علاوه بر اینکه زیبا هستند، باهوش و قوی هستند. همچنین پسرها علاوه بر این که قوی و باهوش اند، خوش تیپ هستند.
2.هرگز به دلیل جنسیت فرزندتان، انتخاب های او را درمورد اسباب بازی ها، فعالیت ها و یا تجربیات محدود نکنید.
3.با گفتن «تو یک پسر کوچک هستی» هویت جنسی فرزندتان را شکل دهید. همچنین هویت جنسی هم سالانش را با نامیدن آنان به عنوان « دختر» یا «پسر» تأیید کنید. برای مثال بگویید: سارا یک دختر کوچک است.
4.در سال های مهدکودک فرزندتان را تشویق کنید تا همان طور که با همسالان و هم کلاسی های هم جنس خودش بازی می کند، با همسالان و همی کلاسی های جنس مخالفش هم بازی کند.
5.حریم جنسی و خصوصی کودک را محترم بشمارید.
6.اجازه دهید پسرتان بداند که ایرادی ندارد اگر گریه کند. پسرها نباید مجبور شوند که هیجانات شان را پنهان و یا احساسات شان را سرکوب کنند.
7.به فرزندانتان بگویید که پسرها هم می توانند سرآشپز و یا خیاط های خوبی شوند و دختران نیز می توانند مأمور آتش نشانی و خلبانان خوبی باشند.ف
8.فرزندتان را با نقش ها و کارهایی که در کتاب ها و زندگی واقعی وجود دارد که هم زنان و هم مردان قادر به انجام آن هستند، آشنا کنید.
9.اگر امکان دارد، گاهی فرزندتان را با خود به سرکار ببرید.
10.پدران به دخترانشان با پرورش و ارایه توجه به ویژگی های زنانه، و مادران هم با این توجه نسبت به پسرها، در جهت رشد احساس آنان در مرود جنسیت شان کمک کنند. مثلاً: پدر درب را برای دخترش باز کند یا به لباس و ظاهرش توجه کند. مادر می تواند به قدرت ماهیچه ای، تغییرات صدا و ظاهرش توجه کند.
با تشکر از:
دکتر محمود حکیمی/ گروه روان شناسی بازی
1.از تعمیم دادن کلیشه های مربوط به جنسیت، اجتناب کنید: به فرزندتان اجازه دهید تا بداند دخترها علاوه بر اینکه زیبا هستند، باهوش و قوی هستند. همچنین پسرها علاوه بر این که قوی و باهوش اند، خوش تیپ هستند.
2.هرگز به دلیل جنسیت فرزندتان، انتخاب های او را درمورد اسباب بازی ها، فعالیت ها و یا تجربیات محدود نکنید.
3.با گفتن «تو یک پسر کوچک هستی» هویت جنسی فرزندتان را شکل دهید. همچنین هویت جنسی هم سالانش را با نامیدن آنان به عنوان « دختر» یا «پسر» تأیید کنید. برای مثال بگویید: سارا یک دختر کوچک است.
4.در سال های مهدکودک فرزندتان را تشویق کنید تا همان طور که با همسالان و هم کلاسی های هم جنس خودش بازی می کند، با همسالان و همی کلاسی های جنس مخالفش هم بازی کند.
5.حریم جنسی و خصوصی کودک را محترم بشمارید.
6.اجازه دهید پسرتان بداند که ایرادی ندارد اگر گریه کند. پسرها نباید مجبور شوند که هیجانات شان را پنهان و یا احساسات شان را سرکوب کنند.
7.به فرزندانتان بگویید که پسرها هم می توانند سرآشپز و یا خیاط های خوبی شوند و دختران نیز می توانند مأمور آتش نشانی و خلبانان خوبی باشند.ف
8.فرزندتان را با نقش ها و کارهایی که در کتاب ها و زندگی واقعی وجود دارد که هم زنان و هم مردان قادر به انجام آن هستند، آشنا کنید.
9.اگر امکان دارد، گاهی فرزندتان را با خود به سرکار ببرید.
10.پدران به دخترانشان با پرورش و ارایه توجه به ویژگی های زنانه، و مادران هم با این توجه نسبت به پسرها، در جهت رشد احساس آنان در مرود جنسیت شان کمک کنند. مثلاً: پدر درب را برای دخترش باز کند یا به لباس و ظاهرش توجه کند. مادر می تواند به قدرت ماهیچه ای، تغییرات صدا و ظاهرش توجه کند.
با تشکر از:
دکتر محمود حکیمی/ گروه روان شناسی بازی
Wednesday, October 16, 2013
بزگترین آفت
امر ونهی بچه ها بزرگترین آفت دوستی با آنهاست.آنها زمانی اعتماد پیدا میکنند که بفهمند درک شده اند .پدر و مادر ها تا زمانی که نتوانند شرایط امروزرشد بجه ها در جامعه را از شرایط دیروز خودتمیز دهند قادر به درک آنها نخواهند بود .کلید درک و دوستی با آنها همین تشخیص تفاوت شرایط رشد آنها و ما می باشد
با فرزندا ن مان مهربان باشیم و برای آن ها وقت بگذاریم و آن ها را درک کنیم .
با فرزندا ن مان مهربان باشیم و برای آن ها وقت بگذاریم و آن ها را درک کنیم .
Wednesday, September 25, 2013
باور غلط : تنبیه
مشکل اینجاست که در خانواده پدر و مادر و در مدرسه مدیر و ناظم و معلم , همه این باور غلط را دارند که می شود با تنبیه مسائل و مشکلات را حل کنند . این باور غلط همیشه در جامعه ما رواج داشته و حتی می گویند : چوب معلم گل است هر کی نخورد خل است . اما انگار نمی خواهند باور کنند که تنبیه بدنی و تنبیه روحی هر دو باعث می شود که بچه ها دچار خشم و عصیان شوند و یا گوشه گیر و افسرده ...
درباره نوجوانان
نکات مهمی درباره نوجوانان (۱):
با ورود نوجوانان به مرحله بلوغ، آنها سه تغییر اساسی را تجربه میکنند که تغییرات زیستی، روانی و اجتماعی را شامل میشود. زمانی که #نوجوانان با تغییرات جسمی، چهره، قد و تغییر در صدا رو به رو میشوند نشان از وجود تغییرات زیستی در آنها است، حال آنکه تغییر در احساسات و عواطف و البته موضوع مهم هویت ناشی از تغییرات روانی در این دوره از زندگی صورت میگیرد و الگوبرداری از اجتماع و گروه همسالان، کسب استقلال و در نهایت گسترش نقش جنسیتیشان گویای تغییرات اجتماعی در این مرحله از زندگی است، زمانی که خانوادهها با این تغییرات مواجه میشوند بایستی روشهای تربیتیشان را با این سن متناسب کرده و طراحی کنند، چرا که معمولاً#نوجوان در سن ۱۱سالگی به تفکر انتزاعی یا صوری دست پیدا میکند. آنها در این سطح تفکر میتوانند در مورد مسائلی که ندیدهاند و در مورد آن تجربهای کسب نکردهاند فکر کرده و نظر بدهند، بنابر این دیگر مانند گذشته از والدین اطاعت و فرمانبرداری ندارند و قوانین و دستورات آنها را مطلق و غیرقابل تغییر نمیدانند.
مشخص است که در این شرایط #خانواده بایستی یک سبک تربیتی مناسب با این دوره سنی فرزند که معمولاً ترکیبی از روش مباحثه و مشارکت طرفین در تصمیم گیری و تعیین خط مشیها است را به کار بگیرند. در صورتی که معمولاً خانوادهها انتظار دارند به روش گذشته عمل کنند، دستور دهند، اعمال نظر کنند و فرزند را در مسیری که خود میخواهند قرار دهند درحالی که این رفتار اشتباه است و هویت نوجوان را زیر سوال میبرد.
نوجوانان در سنین ۱۱ تا ۱۸ سالگی باید برای دو سوال «من که هستم؟» و «چه خواهم کرد؟» پاسخ اساسی پیدا کنند. به همین دلیل خانواده باید شرایط مناسبی را فراهم کند تا نوجوان بتواند برای این سوالات پاسخی مناسب کسب کند. با این وجود شاهد هستیم که خانوادهها در بیشتر موارد از سه سبک کلی استفاده میکنند. نخست اینکه بطور مستقیم اعمال نظر میکنند (هویت تثبیت نشده) و نوجوانانی که در این موقعیت و شرایط تربیتی قرار میگیرند، معمولاً در سنین بالاتر به راحتی تغییر مسیر میدهند. ضمن اینکه به نسبت سایر نوجوانان از میزان اعتماد به نفس پایین تری برخوردار خواهند بود. گروه دوم از #والدین که شیوههای کلی تربیتی را به کار میگیرند، برنامهای برای فرزند تدوین نمیکنند و او را رها میکنند در این زمان فرد با هویت تشکیل نشده، رشد خواهد کرد و به این ترتیب چنین نوجوانانی تا سالهای پایانی عمر روش مشخصی برای زندگی ندارند. این گروه همانهایی هستند که بیشتر از سایرین، حتی در سنین بالادرگیر مد میشوند و البته میزان آسیب پذیریشان نیز بیشتر است. سومین نوع #تربیت هویت تشکیل شده را به همراه دارد چرا که خانواده شرایطی را فراهم میکند تا فرزند بتواند برای آن دو سوال مهم پاسخی مناسب و منطقی پیدا کند.
روزنامه ایران، شماره ۵۳۰۹ به تاریخ ۸/۱۲/۹۱، صفحه ۱۴ (تربیت)
#بنیاد_همدلان_کودک
Hamdelan koodak foundation
با ورود نوجوانان به مرحله بلوغ، آنها سه تغییر اساسی را تجربه میکنند که تغییرات زیستی، روانی و اجتماعی را شامل میشود. زمانی که #نوجوانان با تغییرات جسمی، چهره، قد و تغییر در صدا رو به رو میشوند نشان از وجود تغییرات زیستی در آنها است، حال آنکه تغییر در احساسات و عواطف و البته موضوع مهم هویت ناشی از تغییرات روانی در این دوره از زندگی صورت میگیرد و الگوبرداری از اجتماع و گروه همسالان، کسب استقلال و در نهایت گسترش نقش جنسیتیشان گویای تغییرات اجتماعی در این مرحله از زندگی است، زمانی که خانوادهها با این تغییرات مواجه میشوند بایستی روشهای تربیتیشان را با این سن متناسب کرده و طراحی کنند، چرا که معمولاً#نوجوان در سن ۱۱سالگی به تفکر انتزاعی یا صوری دست پیدا میکند. آنها در این سطح تفکر میتوانند در مورد مسائلی که ندیدهاند و در مورد آن تجربهای کسب نکردهاند فکر کرده و نظر بدهند، بنابر این دیگر مانند گذشته از والدین اطاعت و فرمانبرداری ندارند و قوانین و دستورات آنها را مطلق و غیرقابل تغییر نمیدانند.
مشخص است که در این شرایط #خانواده بایستی یک سبک تربیتی مناسب با این دوره سنی فرزند که معمولاً ترکیبی از روش مباحثه و مشارکت طرفین در تصمیم گیری و تعیین خط مشیها است را به کار بگیرند. در صورتی که معمولاً خانوادهها انتظار دارند به روش گذشته عمل کنند، دستور دهند، اعمال نظر کنند و فرزند را در مسیری که خود میخواهند قرار دهند درحالی که این رفتار اشتباه است و هویت نوجوان را زیر سوال میبرد.
نوجوانان در سنین ۱۱ تا ۱۸ سالگی باید برای دو سوال «من که هستم؟» و «چه خواهم کرد؟» پاسخ اساسی پیدا کنند. به همین دلیل خانواده باید شرایط مناسبی را فراهم کند تا نوجوان بتواند برای این سوالات پاسخی مناسب کسب کند. با این وجود شاهد هستیم که خانوادهها در بیشتر موارد از سه سبک کلی استفاده میکنند. نخست اینکه بطور مستقیم اعمال نظر میکنند (هویت تثبیت نشده) و نوجوانانی که در این موقعیت و شرایط تربیتی قرار میگیرند، معمولاً در سنین بالاتر به راحتی تغییر مسیر میدهند. ضمن اینکه به نسبت سایر نوجوانان از میزان اعتماد به نفس پایین تری برخوردار خواهند بود. گروه دوم از #والدین که شیوههای کلی تربیتی را به کار میگیرند، برنامهای برای فرزند تدوین نمیکنند و او را رها میکنند در این زمان فرد با هویت تشکیل نشده، رشد خواهد کرد و به این ترتیب چنین نوجوانانی تا سالهای پایانی عمر روش مشخصی برای زندگی ندارند. این گروه همانهایی هستند که بیشتر از سایرین، حتی در سنین بالادرگیر مد میشوند و البته میزان آسیب پذیریشان نیز بیشتر است. سومین نوع #تربیت هویت تشکیل شده را به همراه دارد چرا که خانواده شرایطی را فراهم میکند تا فرزند بتواند برای آن دو سوال مهم پاسخی مناسب و منطقی پیدا کند.
روزنامه ایران، شماره ۵۳۰۹ به تاریخ ۸/۱۲/۹۱، صفحه ۱۴ (تربیت)
#بنیاد_همدلان_کودک
Hamdelan koodak foundation
Sunday, August 18, 2013
به من گوش کنید
با فرزندان خود دوست باشید و به آن ها فرصت دهید تا به شما اعتماد کنند و مسائل و مشکلات شان را با شما درمیان بگذارند . آن ها را نترسانید بلکه به آن ها اعتماد به نفس بدهید . نگه داشتن رازها و نگفته ها در سینه باعث افسردگی و مشگلات روحی برای فرزندان شما می شود .
عکس : صحنه ای از فیلم " هیس !! دخترها فریاد نمی زنند "
عکس : صحنه ای از فیلم " هیس !! دخترها فریاد نمی زنند "
با فرزندان خود درباره مسائل جنسی صحبت کنید
بسیاری از والدین گمان میکنند که آموزش مسائل جنسی را میتوان در گفتوگویی کوتاه و در یک مرحله خلاصه و بازگو کرد. اما باید بدانید ارائه آگاهیهای جنسی به فرزندان باید آرام آرام و از دوران کودکی و به تناسب سن فرزند در اختیارش قرار گیرد. وقتی نوجوانی در مورد این مسائل از والدین خود پرسشی دارد ، والدین همجنس باید بدون نگرانی و خجالت با ظرافت به گفتههای نوجوان گوش داده و نه آن را انکار کنند و نه به آن دامن زنند، بلکه پاسخی منطقی دهند. لازم است بدانید شرم و حیای نابجای والدین در حین پاسخ به سوالات جنسی نوجوان موجب خجالت فرزند و مانع ادامه پرسش و پاسخ میشود. نوجوان در دوران بلوغ از نظر شناختی توانمند میشود و گاهی برخی از نوجوانان تازه بالغ شده با دیدن برخی فیلمها یا پوشش نامناسب تحریک شده و خیالپردازی میکنند. در این مواقع والدین باید صادقانه با نوجوان صحبت کرده و به او بگویند اگر مشکل یا احساسی در تو ایجاد شده برای هر انسانی در این سن اتفاق میافتد و اگر سوالاتی درباره بلوغ جنسی یا جسمیاش داشت به تناسب سن برایش تشریح کنند و این را بدانند وقتی فرزند پرسشی دارد، آمادگی شنیدن پاسخی صحیح دارد و نباید در این مورد طفره رفت. البته نوع پاسخ نباید کنجکاوی نوجوان را تحریک کرده و او را به مرحله تجربه بکشاند.
سن آموختن آموزش جنسی به فرزندان مان
بهترین سن برای شروع آموزش مسائل جنسی به دختر نوجوان از سنین نه و ده سالگی و در پسر نوجوان از دوازده سالگی است. والدین قبل از شروع علائم بلوغ باید فرزندشان را تا حدودی با نشانههای آن آشنا سازند چرا که طبق آمار به دست آمده 11 درصد پسرها و 36 درصد دخترها با شروع علائم بلوغ دچار سردرگمی و گم گشتگی هویت شده و احتمال خودکشی در آنها بالاست.
Thursday, August 8, 2013
Monday, July 15, 2013
Monday, July 8, 2013
Friday, May 31, 2013
Tuesday, May 21, 2013
Monday, April 15, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)





































.jpg)











