Monday, April 30, 2012

از مشارکت های آشنا {4} :


براي اوّلين بار با افرادي آشنا شده‌ام كه وقتي از ترس‌ها و خلأهايم حرف مي‌زنم، كاملاً منظور مرا درك مي‌كنند و به‌آنها نمی‌خندند. اين افراد تحت هيچ شرايطي مرا نصيحت يا مسخره نمي‌كنند. چون خودشان شرايطي مشابه‌ی شرایط من داشته‌اند. امروز آرامشم را پس از باز كردن سفره دل و مشاركت کردن درباره‌ي ترس‌ها و آينده‌ي مبهم صحبت كرده‌ام. امروز با شناخت اصول خودیاری متوجه شده‌ام اكثر اين ترس‌ها واقعيت ندارند و تنها در ذهن بيمار من بزرگتر از اندازه‌ی طبيعي خودشان رُشد کرده و جلوه مي‌كنند. وقتي از اين ترس‌ها صحبت كردم انگار از طريق دهانم خارج شده و ناپديد شدند. گاهي اين ترس‌ها در روابط عاطفي و اجتماعي و اقتصادي‌ و ابراز احساساتم مشكلاتي بزرگتر از حد را نشان داده و استرس آن را بروز مي‌دهند. بیماری وابستگی ارتباط مستقیم با ترس‌های دوران کودکیم دارند و متوجه شده‌ام که نه اینکه ترس‌هایم از بین نرفته بودند، بلکه با بزرگتر شدنم آنها هم بزرگتر شده‌اند و تأثیرشان آنقدر روی من عمیق و بزرگ بود که دوست نداشتم، به خاطر دیدن خواب‌های ترسناک بخوابم و یا با کسی و چیزی در ارتباط باشم، که واقعیت‌ها را به یادم بیاورند. 
جايي كه ترس هست، خدا فراموش مي‌شود!

Sunday, April 29, 2012

مقام اول ...

مصرف مواد مخدر از چندین سال قبل در ایران رواج داشته و تاکنون هم ادامه دارد و رشدی پیوسته داشته تا اینکه به مقام اول دنیا رسیده است

طی 10 سال گذشته رشد اعتیاد روند 15 درصدی داشته است :


Saturday, April 28, 2012

رهایی از وابستگی چیست ؟

موضوع پست: رهایی از وابستگی چگونه ممکن است
...
...
...
...
همه ما در زندگی عادت‌هایی داریم که گاهی از حالت اعتدال خارج شده و گاه وبال گردن‌مان می‌شوند. هنگامی که عادت‌های ما به این صورت درمی‌آیند کم‌کم برایمان عادی شده و گاه حتی نمی‌توانیم تشخیص دهیم که تا چه اندازه به آنها عادت کرده‌ایم؛ طوری که رهایی از آنها بسیار سخت به‌نظر می‌رسد.

اما در این میان هستند افرادی که به مصرف بعضی مواد عادت می‌کنند، به‌گونه‌ای که از حالت عادی خارج شده و به‌ شکل اعتیاد درمی‌آید. اما به راستی اینگونه افراد چه خصوصیاتی دارند و چرا و چگونه به اعتیاد روی می‌آورند و انگیزه واقعی آنها چیست؟

سال‌هاست که این پرسش‌ها ذهن بسیاری از محققان را به‌خود مشغول ساخته است ولی به واقع چه پاسخی می‌توان برای آنها یافت و چگونه می‌توان از بروز این مشکل جلوگیری کرد.

بسیاری از محققان بر این باورند که ساختمان شخصیتی بعضی افراد برای پذیرش اعتیاد مساعدتر از دیگران است؛ درواقع افرادی که مستعد اعتیاد شناخته می‌شوند بیش از بقیه در معرض خطر وابستگی قرار دارند. البته شرایط عاطفی شخص برای سوق دادن او به اعتیاد شرط لازم است اما شرط کافی به حساب نمی‌آید.

برای گام نخست در کمک به افراد معتاد باید مشخص کرد که ماده مخدر مورد مصرف چگونه و به چه میزان بر شخصیت فرد تسلط پیدا کرده و تا چه میزان توانسته ارتباطات او را تحت‌الشعاع قرار داده یا آنها را مختل سازد.

دلایل گرایش به مواد‌مخدر

از سنین خطرناک برای گرایش به مصرف مواد‌مخدر، نوجوانی است. با وجود تمام تلاش‌های والدین برای جلوگیری از روی‌آوردن فرزندانشان به مصرف مواد‌مخدر، باز هم این گرایش‌ها به‌وجود می‌آیند. بنابراین آنها باید درباره بسیاری از نتایج تغییرات ذهنی و رفتاری ناشی از مصرف اینگونه مواد اطلاعات کافی داشته و واقع‌بین باشند.

معمولا افراد با چنین اهدافی به مصرف مواد‌مخدر گرایش پیدا می‌کنند: لذت بردن از معاشرت با دیگران و بالا بردن شأن اجتماعی خود، نمایش اینکه از هیچ‌چیز نمی‌ترسند و دلیلی ندارد از قانون خاصی پیروی کنند چون حالا دیگر بزرگ شده‌اند، احساس شور، هیجان و لذت بیشتر، آگاهی از تجربیات تازه‌ای که از دیگران راجع به آن شنیده‌اند، کاهش تنش و تسکین درد، بیان آزادانه خود و...

اما فراموش نشود هر نوع ماده مخدر بر اثر تکرار یا حتی تنها با یک بار مصرف باعث ایجاد اعتیاد می‌شود. البته مصرف بسیاری از انواع مواد‌مخدر اعتیاد فیزیکی نیز به‌وجود می‌آورد. درواقع هر یک از انواع مواد‌مخدر نوعی سم هستند که میزان و دفعات تکرار در مصرف آنها می‌تواند تاثیرات مضر و حتی مهلکی داشته باشد. تا زمانی که مصرف ماده مخدر ادامه دارد، وابستگی فیزیکی آشکار نمی‌شود، اما هنگامی که ماده مورد مصرف برای مدتی به بدن نرسد، علائم آن ظاهر می‌شود که می‌تواند گاهی بسیار شدید و خطرناک باشد.

وابستگی روانی به مواد از وابستگی فیزیکی خطرناک‌تر است. وابستگی روانی به معنای تمایل به مصرف ماده یا چیزی است که تاثیرات لذت‌بخش و رضایت‌بخشی داشته باشد. این نوع وابستگی کم و بیش در همه ما وجود دارد. مثلا ما معمولا به نوعی فعالیت مانند تماشای تلویزیون، خواندن کتاب، یا اشتغال به هرگونه کار دیگری عادت می‌کنیم و این را تنها هنگامی متوجه می‌شویم که به دلایلی مجبور به ترک آنها می‌شویم؛ در این هنگام است که جای خالی آنها آزارمان می‌دهد و متوجه می‌شویم که به آنها عادت کرده‌ایم. بدین‌ترتیب وابستگی را می‌توان به وابستگی روزانه و معمولی و وابستگی‌های بیمارگونه تقسیم کرد.

آگاهی، بهترین راه پیشگیری

متأسفانه بسیاری از نوجوانان، جوانان و افراد مستعد ابتلا به مواد‌مخدر، معمولا دلایل گرایش خود را کنجکاوی و ناآگاهی از عواقب سوء آن برمی‌شمارند. درواقع نوجوانان هنگام خرید مواد‌مخدر به‌هیچ‌عنوان اطلاع دقیقی از مشکلاتی که می‌تواند برایشان به‌وجود آورد ندارند زیرا فکر می‌کنند آنها فقط یکی، دو بار امتحان می‌کنند اما هیچ‌گاه معتاد نمی‌شوند؛ حال آنکه چنین تفکری بسیار غلط است و همین موضوع آنها را به مصرف هر چه بیشتر مواد سوق می‌دهد. بنابراین بهتر است والدین با ارائه اطلاعات مفید درباره مضرات مواد‌مخدر به نوجوانان، آنها را به‌خوبی آگاه سازند. ولی فراموش نشود وظایف والدین توضیح دادن است، نه قضاوت کردن. آنها می‌توانند در اطلاعات خود توصیه‌های لازم را درباره خطرات موجود ارائه دهند و با اشاره به نشانه‌های هشداردهنده، نکات لازم را هم پیشنهاد دهند. با توجه به اینکه نوجوانان در حال رشد به‌طور مستقیم از تجربیات شخصی خود و به‌طور غیرمستقیم از تجربیات دیگران چیزهایی می‌آموزند، ‌والدین نیز می‌توانند با در اختیار گذاشتن تجربیاتشان، سطح آگاهی فرزندانشان را بالا ببرند.طبیعی است که فرزند شما با خروج از دوره کودکی و ورود به نوجوانی به فکر تجربه کردن چیزهای جدید و خطرناکی مانند مواد‌مخدر بیفتد.

در بسیاری از موارد وقتی نوجوانی می‌پذیرد که برای نخستین بار مواد مصرف کند، یعنی نخستین باری است که‌گیر افتاده است. او برای مخفی کردن مصارف قبل، مجبور به دروغ گفتن می‌شود. بنابراین والدین باید با ارزیابی مجدد رفتارهای اخیر فرزند خود دریابند که آیا رفتاری غیرعادی یا مشکوک (مثلا تاخیر در آمدن به خانه یا بیرون رفتن‌های شبانه مکرر با دوستی که تجربه مصرف مواد‌مخدر را دارد) داشته است یا خیر؟ فراموش نکنید بهای حفظ فرزند از اعتیاد برابر است با محدود کردن آزادی‌های مهم و این نیز به معنای مراقبت همیشگی و مستمر است؛ البته به‌گونه‌ای دوستانه و غیرمستقیم، نه به‌صورتی که مقاومت نوجوان را بالاتر ببرد و او را بیشتر قانون‌گریز کرده و به سمت خطر مصرف مواد و آسیب‌های دیگر سوق دهد.

Monday, April 23, 2012

از مشارکت های آشنا : {3}

اصول برنامه‌ی خودیاری قدم‌ها و دوستان بهبودی در مجموع، به‌صورت محوریت خداوند مرا در حل مسائل و رفع مشکلات و اداره‌ی امور زندگی مرا یاری می‌کنند. کمک و عشق این دوستان معنایی عمیق‌تر از شعار و تعارف دارد. در لحظات بحرانی مرا به صبر دعوت می‌کنند. وقتی مرا در آغوش می‌کشند در گوشم زمزمه‌ی مهربانی سر می‌دهند. مانند: زیاد سخت‌نگیر، مسئله زیاد مهم نیست، همه چیز قابل تحمل است، به خدا بسپار و خودت را رها کن.بیماریت را فراموش کن! می‌دانم زندگی همیشه در شادی و خواست من نیست. گاهی ترس و غرور و خودخواهی و انکار مرا دچار دردسر خواهد کرد. اصول برنامه و دوستان مرا برای روبه رو شدن با این شرایط آماده می‌کنند. امروز با اقرار به داشتن عجز و ناتوانی در مقابل وابستگی‌ها، زندگیم را به خداوند می‌سپارم. اراده و قدرت خداوند در قالب اصول برنامه و عشق دوستان مرا به سمت رُشد و تغییر و بهبود شرایط سوق می‌دهند، خداوند را شکر می‌کنم که مرا انتخاب کرد تا راه بهتر زیستن و با ارزش بودن را بیاموزم. گوش‌هایم را برای شنیدن پیام خداوند از دهان دوستان باز می‌گذارم.
همه چیز موقتی است، صبور باش و ببین!

از مشارکت های آشنا : {2}

بیماری وابستگی، بیماری مرموزی است، که فرد را در غرور، انکار و خودخواهی سرگردان می‌کند. امروز می‌دانم که زندگی گذشته‌ام زندگی نبود. من در اثر خودخواهی اجازه‌ی زندگی را از دیگران سلب کرده بودم و در همان‌حال هم سعی می‌کردم مشکلات دیگران را حل کنم. آنقدر غرق حل مسائل و رفع مشکلات دیگران بودم که خودم و نیازهایم را فراموش کرده و یا ندیده گرفته بودم. یکی از شاخصه‌های بیماری وابستگی، به‌نام تأییدطلبی در من به شدت فعال بود. برای پُرکردن خلاء آن، در زندگی دیگران مداخله می‌کردم و گدای یک مرسی بودم. رهایی از این وضعیت برایم بسیار مشکل و سخت شده بود. در گذشته فکر می‌کردم که مداخله در کارها و امور دیگران و سرپرستی از آن‌ها را امری مقدس و از روی مرام و معرفت می‌دانستم. امروز می‌دانم مداخله درکار و حل مسائل دیگران بدون خواست آن‌ها، فرصت و تمرین آموزش رفع مسائل و رفع مشکلات را از آن‌ها می‌گیرم. با مداخله در امور آن‌ها خودم بدون انرژی خواهم ماند. خداوند به اندازه‌ی تحمل هرکسی به او مسائل و مشکلات می‌دهد، تا آن‌ها را رفع و حل کند و یا شرایط را بپذیرد.
زندگی کن و بگذار زندگی کنند!

از مشارکت های آشنا : {1}

امروز سعی می‌کنم در گروه بدون ترس از قضاوت دیگران، احساس خودم را به مشارکت بگذارم. سعی می‌کنم با صداقت از افکار و رفتارهای بیمارگونه که هر لحظه مرا رها نمی‌کنند را از خودم دور کنم. با توجه به اینکه مشارکن داوطلبانه است و هرگز تحت فشار دیگران نیستم، ولی ترس این ریشه‌ی بیماریم مرا دچار استرس کرده و می‌گوید: آیا می‌خواهی سخنرانی کنی؟ آیا سخنانت مورد توجه و تأیید دیگران خواهد بود؟ آیا دچار استرس نخواهی شد؟ بعداز حرف زدنت نظر دیگران برایت مهم نیست؟ آیا من هنوز تمایل دارم که اصول و نشریات برنامه را با سلیقه‌ی خودم تغییر دهم؟ می‌دانم که بدون رها کردن عادت، افکار و رفتارهی قدیمی و ترس‌های بی‌مورد که زاییده‌ی ذهن بیمارم است، قادر به ادامه‌ی زندگی نیستم. ترس از تأیید نشدن و توجه دیگران را جلب کردن از نوع بیماری وابستگی بسیار خطرناک است که باعث می‌شود دست به هرکاری بزنم تا مورد توجه قرار گیرم. می‌دانم تا وقتی می‌ترسم، خداوند از من دور است، چون کسانی که ترس ندارند و یا کمتر دارند، با خدا هستند.
هیچکسی مورد تأیید دیگران نمی‌باشد!

با آگاهی به جنگ اعتیاد برویم

به جای ترس از اعتیاد

بهتر است از همین حالا آماده باشیم و با آگاهی به جنگ اعتیاد برویم .

فرزندانمان را از اعتیاد نترسانیم و به آن ها آگاهی بدهیم .

Saturday, April 21, 2012

پیام ها : {3}


تصميم بگيريد تا باعث بركت هر كس كه امروز ملاقات ميكنيد بشويد. كساني كه شما را رنجانيده ببخشيد و تمام مسايل غيرقابل حل را به دستهاي خداوند بسپاريد.
*****
بخاطر بسپاریم که تنها راه تامین خوشبختی این نیست که متوقع حقشناسی از دیگران باشیم بلکه خوبیهائیکه به آنها می کنیم باید فقط بمنظور تامین مسرت باطن خودمان باشد .
*****
شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت؛
ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت ....
*****
به محض اینکه به خودت اعتماد کنی ، می آموزی که چگونه زندگی کنی .
*****
گاهی اوقات در زندگی،تصمیم درخواست کمک از خداوند بزرگترین منبع قدرت و شهامت ماست . 
*****
روزانه به خود یادآور میشوم که با درخواست کمک از خداوند در هر قدمی که بر میدارم تنها نیستم "
*****
رشدمن دربرنامه نه بخاطرداشتن دانش برنامه یا چگونه سخن گفتن است رشد من در چگونه قدم برداشتن وعملکردن است .
*****
وقتی متوجه اشتباه خود شدید با قاطعیت برای اصلاح آن قدم بردارید .
*****
بادورزدن دیگران درواقع کلاه سرخودمان میگذاریم . . !!!

هفت جمله مهم :

هفت جمله مهم :
1- با گذشته تان صلح برقرار کنید تا زمان حال شما را تباه نکند.
2- آنچه که دیگران درباره شما فکر می کنند اهمیتی ندارد.
3- زمان همه چیز را التیام می بخشد، کمی زمان دهید، فقط مقداری.
4- هیچ کس دلیل خوشبختی شما نیست مگر خود شما.
5- زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید، شما درک درستی از ماهیت زندگی آن ها ندارید.
6- خیلی زیاد فکر نکنید، ندانستن پاسخ همه پرسش ها اشکالی ندارد.
7- لبخند بزنید، چرا که شما صاحب همه مشکلات دنیا نیستید.......!

Wednesday, April 18, 2012

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس

بررسی های انجام شده در خصوص آسیب شناسی روانی حکایت از آن دارد که علت بسیاری از رفتارهای آسیب زای فرزندان در خانه و مدرسه مانند پرخاشگری , اضطراب , بزهکاری , افکار مربوط به خودکشی , مصرف سیگار و سومصرف مواد مخدر , افت تحصیلی و مواردی از این قبیل ربشه در کمبود یا ضعف { عزت نفس } آنان دارد . در واقع هر چه فرد از خود باوری و عزت نفس بالاتری برخوردار باشد از موقعیت و کارآمدی بالاتری برخوردار بوده و از آسیب های روانی و اجتماعی نیز درامان خواهد بود .

اعتماد به نفس چیست ؟

میزان احترام و ارزشی که هر فرد برای خودش قائل است و میزان اعتمادی که به خود و توانایی ها و باورهای خود دارد اعتماد به نفس خوانده می شود .
هر کس تا اندازه ای اعتماد به نفس دارد و میزان آن بالا و پایین می رود ولی هرگز به صفر نمی رسد .

چه کسانی اعتماد به نفس بالا و چه کسانی اعتماد به نفس پایین دارند ؟

کسی که با خود صلح کرده است و به آنچه که دارد قانع است , انتظارات واقعی از زندگی دارد , وضع طبقاتی , مالی , چهره و تحصیلات خود را پذیرفته است اعتماد به نفس بالایی دارد .
کسی که پیوسته بد رفتاری می کند , خود و دیگران را کوچک می شمارد و برای خود و دیگران احترام قائل نیست , در دوست یابی یا نگهداری دوست مشکل دارد , در تصمیم گیری و انتخاب ناتوان است , به آسانی تحت نفوذ دیگران قرار می گیرد , از شکست می ترسد , روحیه خطر کردن ندارد و مسئولیت کمی می پذیرد اعتماد به نفس او پایین است .

اعتماد به نفس چگونه شکل می گیرد ؟

برای ساختن بنای محکمی به نام اعتماد به نفس باید ابتدا شش ستون استوار بنا کرد تا اعتماد به نفس بر اساس آن به زیبایی ساخته شود . بنایی که از باد و باران و طوفان و حوادث ناگوار در امان بماند و گزندی نبیند . این شش ستون عبارتند از :
* خود توانی
* خود باوری
* خود آگاهی
* خود احترامی
* خود باز شناسی
* خود بیانی

عواملی که بر میزان اعتماد به نفس موثر هستند :

وضعیت و شکل بدن , تشویق و تنبیه , وضعیت اقتصادی , حوادث ناگوار و غیر مترقبه , بیماری های جسمی , نابهنجاری های جنسی , دردهای روان تنی و بیماری های روانی مثل افسردگی و وسواس و سوئ ظن و .....

راهکارهای افزایش اعتماد به نفس :

- هر روز صبح زمانی برای پیشرفت امور شخصی خود بگذارید .
- برنامه ریزی داشته باشید و با برنامه ریزی از تمام فرصت های خود به بهترین نحو استفاده کنید .
- هدفی برای خود تعیین کنید و روی هدف خود بدون فکر کردن به نتیجه بمانید .
- هر روز 5 دقیقه در آیینه بخندید .
- مطالعه کنید و سطح آگاهی خود را افزایش دهید .
- بیاموزید که خاموش باشید . سکوت طلاست .
- شنونده خوبی باشید .
- شوخ طبع باشید .
- مثبت اندیش باشید و تنها با انسان های مثبت و متمرکز معاشرت کنید .
- راستگو , صبور , با استقامت , فروتن و بخشنده باشید .
- برای ایجاد تمرکز تنفس عمیق داشته باشید و سعی کنید که آن را در فضایی مانند پارک انجام دهید و در حین تمرکز و نفس عمیق به زیبایی های اطراف خود توجه کنید .
- یک دفترچه یادداشت بگیرید و هر روز موفقیت ها و آرزوها و افکارخود و .... را بنویسید .
- ارتباط خود را با آفریدگارتان بیشتر کنید و برای همه آرامش و شادی را ۀرزو کنید . به کارهای خوب بیندیشید .
- قدرتمند عمل کنید تا قدرتمند شوید .
- شجاع و فعال باشید و با رفتار خود در دیگران تاثیر بگذارید .
- خدمت کردن را یک هدف مهم در زندگی بدانید .
- نه به خود خسارت بزنید ونه به دیگران ...
- اجازه ندهید هر کسی همه چیز را در مورد شما بداند .
- ورزش کنید و با نشاط باشید . { حق انتخاب با شماست که شاداب باشید یا افسرده }
- لباس های تمیز و مرتب بپوشید و به زیبایی ظاهر خود اهمیت بدهید .

Tuesday, April 10, 2012

پیام ها {2} :

پرمعنا ترين جبران خسارت هايي كه در برابر اشتباهات گذشته خود مي توانم انجام دهم صرفاً از تغيير عملكرد و رفتار امروز ما صورت مي گيرد .

*****


انكار هميشه موجب تنش است . بپذير . اگر آسودگي مي خواهي ، پذيرش هميشه راه حل است . هر چه در پيرامون تو رخ مي دهد ؛ بپذير.


*****


صبر ... به اين معنا نيست كه بايد تحمل كنم تا به خواسته ام برسم . صبر يعني تسليم شدن و پذيرفتن وضعيت موجود و اعتماد به نيروي برتر تا آن چه را كه به صلاحم است را هرزمان كه خودش صلاح مي داند به من عطا كند .


*****


در گذشته هرزمان كه رنجشي را به دل مي گرفتم و نقشه انتقام جوئي در سر مي پروراندم با خشم دروني خود مواجه مي شدم و به جاي شكنجه دادن ديگران در حقيقت خودم را آزار مي دادم .


*****


هر آنچه که جمع کردم بر باد رفت و هر آنچه که بخشیدم مال من ماند.آنچه که بخشیدم امروز با من است وآنچه که جمع کردم از دست رفت.


*****


خوبی ها را تقسیم کن زیبایی ها را تقسیم کن زندگی را تقسیم کن هر چه را که داری تقسیم کن.زیبایی های زندگی را هرگز برای خود نیندوز.خرد نیایش عشق شادی خوشبختی همه را در این زیبایی ها سهیم کن اگر کسی را نداری مهم نیست آنها را با سگها وتخته سنگها تقسیم کن.مهم این است که ببخشی وتقسیم کنی.اگر مشتی مروارید در دست داری آنها را پرتاب کن فرق نمیکند به پای چه کسی زیرا آنچه مهم است بخشیدن است.


*****


من هر وقت به زندگی زیبا نگاه می کنم می بینم زندگی ام نیز زیبا شده است .

من حرف می زنم :



« من حرف می زنم »
من حرف می زنم ، حرف می زنم ، از هرچه که دوست دارم ، از هرچه که بدم می آید ، از زندگیم ، از رؤیاهایم ، از مشکلاتم ، و ازخشم و کینه ام ، و برایم مهم نیست که دیگران درباره ی من چه قضاوتی می کنند .
من حرف می زنم نه برای اینکه تأیید و یا تشویقم کنند بلکه حرف می زنم تا ناراحتی و مسائل درونم را بیرون بریزم و خالی و سبک شوم و با ذهن آسوده به آرامش برسم .
من با حرف زدن می توانم از توانایی ها  ، نقاط ضعف ، علایق ، خواسته ها ، و احساساتم و هم چنین از خداوندی که درک می کنم ، صحبت کنم و خود را به نیروی برترم نزدیکتر سازم.
 ناراتین مکان امن من است . من اینجا اعتماد می کنم و تمام حرف هایم را بازگو می کنم .
ناراتین همان جایی است که من راحت می توانم از احساساتم حرف بزنم و درباره ی مشکلاتم با دیگران مشارکت کنم.

Monday, April 9, 2012

پیام های بهبودی :

من نه فقط از لحاظ جسمي و فكري بيمار هستم . بلكه از لحاظ روحاني نيزبيمار مي باشم .وقتي ناخوشي روحاني من با رعايت كردن اصول برنامه برطرف شود جسم و فكر من نيز به سلامت خواهيد رسيد .
*****
من در مسير بهبودي دردهاي زيادي متحمل شده ام ولي چون اين دردها در راستاي تغيير رفتار و عملكردم بود واقعاً برايم لذت بخش بود 
*****
واژه جديدي كه بنام فروتني در گذشته مفهومي برايم نداشت . اكنون اين واژه سبب آرامش و غذاي اصلي زندگيم شده است . هرچند هنوز فاصله زيادي دارم ولي باز اميد دارم اگر اصول اين برنامه را رعايت كنم بيشتر مي توانم از زندگي و بودن با ديگران لذت ببرم
*****
ما نمي توانيم ديگران را تغيير دهيم . اما با كار كردن قدمها و رعايت اصولي برنامه وقتي خودمان را تغيير دهيم شايد به اين باور برسيم كه ديگران هم تغيير مي كنند .
*****
ما مسئول بيمارى خود نيستيم و مسئول بهبودى خود هستيم پس مهم نيست از كجا آمده ايم مهم اين است كه به كجا ميرويم
*****
اگر افسردگی دارید ، در حال زندگی در گذشته هستید ...
اگر اضطراب دارید ، درحال زندگی در آینده هستید ...
اگر آرامش دارید ، درحال زندگی در زمان حال هستید ... !
*****
من باید همیشه بیاد داشته باشم که اگر دیگران به من خسارت زدند دلیل نمیشود که من به کسانی دیگر خسارت بزنم .

مشارکت اعضای ناراتین {4}

همیشه در مدرسه مواظب بودم که مبادا کار خطایی از من سر بزند و پدرم را بخواهند . از آمدن پدرم به مدرسه وحشت داشتم . نکند بچه ها او را ببینند و بفهمند که پدر من معتاد است ! برای همین به زور خودم را کنترل میکردم تا اتفاقی نیفتد . من اعتیاد پدر و شرایط خانوادگی ام را از همه پنهان میکردم . پدر من اصلا نمیدانست که من کلاس چندم هستم و چند سالمه ! از اینکه بچه ها به در خانه مان بیایند وحشت داشتم . من سال های زیادی را با این وحشت سپری کردم . ماسک میزدم و خودم را پیش همه خوشحال و خوشبخت نشان میدادم و همه مشکلاتم را درون خودم میریختم . کسی نمیدانست من چقدر تنها و غمگین هستم . در ظاهر مبخندیدم ولی پر از گریه بودم و کسی درد مرا نمیفهمید ... میترسیدم بچه ها مرا بخاطر اعتیاد پدرم مسخره کنند .
و سال ها با ترس و تنهایی گذشت ...
چند ماه پیش مادرم در رابطه با ناراتین با من صحبت کرد . ترس داشتم بروم تا اینکه دل را به دریا زدم ویک روز به جلسه 5شنبه فدک رفتم ...
اکنون دیگر مانند گذشته نمیترسم . اعتیاد پدرم به من ربطی ندارد . من باید زندگی خودم را داشته با شم . من در ناراتین با شجاعت اعلام میکنم که پدر من یک معتاد است واز دوران سختی که داشتم و ترس هایم و ... با بچه ها مشارکت میکنم بدون اینکه کسی مرا قضاوت کند و از بچه ها میخواهم که دعا کنند تا پدر من هم پاک شود ...
ناراتین خانه ی امن من است . من ناراتین را دوست دارم زیرا کمک کرد تا من بتوانم بدون ماسک زندگی کنم و پذیرای شرایط خود باشم .

Sunday, April 8, 2012

مشارکت اعضای ناراتین {3}

مشارکت یکی از اعضای ناراتین :
من تازه به ناراتین آمده ام ولی امیدوارم همچنان که پدرم با شرکت در جلسات NA یاد گرفت چگونه پاک ماندن را تجربه کند و با شرکت مادرم در جلسات نارانان مشگلات خانواده ما کمتر شده است من هم با کار کردن قدم های دوازده گانه مانند آن ها بتوانم به آرامش برسم و شهامت روبرو شدن با مشکلاتم را پیدا کنم و بر ترس هایم غلبه کنم و اعتماد به نفس از دست رفته ام را دوباره به دست بیاورم .

Wednesday, April 4, 2012

مطالبی در باره اعتیاد


« مطالبی درمورد اعتیاد »
ما اکنون می دانیم که اعتیاد یک بیماری است نه یک مسئله اخلاقی . این بیماری دو جنبه دارد : حساسیت جسمی و وسوسه فکری . بیماری اعتیاد را می توان مهار کرد اما نمی توان آن را درمان کرد . این بیماری شبیه بیماری قند است . فقط با خودداری از مصرف هرگونه موادمخدر ، داروهای مخدر ، و مشروبات الکلی این بیماری را می توان مهار کرد. هیچ کس نمی تواند یک معتاد را وادار به ترک کند. همانطور که ما نمی توانیم جلوی سرفه یک مبتلا به سل را بگیریم ، جلوی معتادی را هم که می خواهد مواد مصرف کند نمی توانیم بگیریم . در این مورد حتی پزشکان ، روان شناسان ، روحانیون و آشنایان هم نمی توانند کاری برای معتاد انجام دهند . مصرف مواد مخدر برای معتادان اجباری است ولی این دلیل نمی شود که فکر کنیم آنها به خانواده خود علاقه ای ندارند .مشکل ما در اینجا یک مسئله عاطفی نیست بلکه یک بیماری است . معتادان در برابر مواد مخدر حق انتخاب خود را از دست می دهند و با اینکه می دانند بعد از اولین بار مصرف چه بلاهایی سرشان می آید باز هم از خود اختیاری ندارند . این همان دیوانگی است که ما در خصوص بیماری اعتیاد به آن اشاره می کنیم . وقتی ما باور کنیم که اعتیاد یک بیماری است که جسم و فکر معتاد را در بر می گیرد و ما در برابر آن عاجزیم ، آن وقت آمادگی پیدا می کنیم که راه بهتری را برای زندگی کردن بیاموزیم . ما یاد میگیریم به جای تمرکز بر روی معتادمان به خودمان فکر کنیم.

قدم های دوازده گانه ناراتین


«قدم های دوازده گانه ناراتین»
1-   ما پذیرفتیم که در برابر بیماری اعتیاد عاجزیم و زندگی مان غیرقابل اداره شده بود.
2-   به این باور رسیدیم که نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.
3-   تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به مراقبت خدایی که درک می کردیم، بسپاریم.
4-   یک ترازنامه ی اخلاقی بی باکانه و جستجو گرانه از خود تهیه کردیم.
5-   ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند، به خود، وبه یک انسان دیگر اقرار کردیم.
6-    آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کمبودهای اخلاقی  ما را برطرف کند.
7-   ما با فروتنی از او خواستیم نواقص ما را برطرف کند.
8-   فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده بودیم، تهیه کرده و درصدد جبران برآمدیم.
9-   به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم مگر در مواردی که انجام این کار به ایشان یا به دیگران لطمه بزند.
10-   به تهیه ترازنامه ی شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه باز دچار اشتباه شدیم، زود به آن اقرار کردیم.
11-   از راه دعا ومراقبه خواهان بهبود رابطه ی آگاهانه خود با خدایی که درک می کردیم شده و فقط برای آگاهی از خواست و اراده ی او برای خود و قدرت اجرای آن دعا کردیم.
12-   با بیداری معنوی حاصل از برداشتن این قدم ها کوشیدیم این پیام را به دیگران برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا درآوریم. 

فقط برای امروز


«  فقط برای امروز »
1- فقط برای امروز سعی می کنم خوب زندگی کنم و مشکلات یک عمر را بر دوش نکشم .من می توانم یک مشکل را برای دوازده ساعت تحمل کنم اما اگر بخواهم برای همیشه با آن بسازم برایم سخت و غیر قابل تحمل خواهد شد.
2- فقط برای امروز خوشحال خواهم بود . بیشتر مردم به همان اندازه که خودشان دوست دارند خوشحال هستند .
3- فقط برای امروز شرایط را می پذیرم . به جای آنکه خیال پردازی کنم ، روزگارم را می سازم « شانس» را به عنوان چیزی که به صلاح من بوده است می پذیرم و سعی می کنم پذیرای آن چه به صلاح من است باشم .
4- فقط برای امروز سعی می کنم فکر خود را تقویت کنم .مطالعه می کنم ، چیز قابل استفاده ای یاد می گیرم ، زمان خود را به هدر نمی دهم ، مطالبی را می خوانم که نیاز به سعی ، فکر و تمرکز داشته باشد .
5- فقط برای امروز روح و روان خود را از سه طریق به تمرین وا می دارم :
·        یک کار خوب برای کسی انجام می دهم اما نمی گذارم که او یاهیچ کس دیگری بفهمد که من این کار را انجام داده ام و اگر کسی فهمید آن را به حساب نمی آورم.
·        حداقل دوکار انجام می دهم که برخلاف میلم باشد ، فقط برای تمرین .
·        سعی می کنم به هیچ کس نشان ندهم که احساساتم جریحه دار شده است حتی اگر شده باشد هم ، امروز آن را نشان نخواهم داد.
6- فقط برای امروز به فکر مخالفت نخواهم بود ، تصمیم درستی خواهم گرفت ، تا آنجا که می توانم آراسته خواهم بود ، لباس مناسبی می پوشم ، با آرامی صحبت می کنم ، با احترام رفتار می کنم ، هیچ اشکالی از کسی نمی گیرم ،؛ به دنبال عیب و ایراد در چیزی نمی گردم و تلاش می کنم تنها خودم را اصلاح و منظم کنم .
7- فقط برای امروز برای خود برنامه ای خواهم داشت ، شاید که نتوانم همه ی آن را اجرا کنم اما به هر حال            بی برنامه نخواهم بود . امروز خود را از شر دو آفت عجله و دودلی حفظ خواهم کرد .
8- فقط برای امروز به مدت نیم ساعت در آرامش ، با خود خلوت خواهم کرد . در عرض این نیم ساعت تلاش             می کنم با دید بهتری به زندگی نگاه کنم .
9- فقط برای امروز ترس به خود راه نخواهم داد . از لذت بردن به خاطر آنچه که زیباست نمی ترسم و ایمان خواهم داشت که به همان صورت که من به دنیا چیزی می دهم ، دنیا نیز جواب آن را خواهد داد. 

Monday, April 2, 2012

از مشارکت اعضای ناراتین {2}

از NA و نارانان و ناراتین متشکرم
امروز تمام خانواده من برنامه ای هستند برای همین دیگر از آن دعواهای گذشته در خانه خبری نیست . دیگر شاهد فحش های رکیک پدرم به مادرم نیستم و مجبور نیستم شاهد کتک کاری آن ها باشم . پدرم به جلسات NA میرود و نزدیک دو سال است که پاک میباشد مادرم هم که از اعتیاد پدرم صدمات بسیاری دیده بود و دچار بیماری افسردگی شده بود به جلسات نارانان میرود او هم دارد قدم کار میکند و از نظر روحی خیلی بهتر شده است . حالا ما یاد گرفته ایم که پذیرش خود را داشته باشیم وهم پذیرش دیگر افراد خانواده را ...
من هم 14 سالم میباشد و الان نزدیک یک سال است که به جلسات ناراتین میروم و خواهرم هم که دو سال از من بزرگتر است او هم به ناراتین میرود .
خدا را سپاسگزارم که اکنون من و خواهرم هم مانند پدر و مادر برای خود جای امنی داریم که میتوانیم در کنار دیگر دوستانمان درباره ی مشکلاتمان مشارکت کنیم و یاد بگیریم که خودمان را دوست داشته باشیم و با توانائی های خود آشنا شویم .
من از NA و نارانان و ناراتین سپاسگزارم که آرامش را به خانواده ما آورده است .